
هوم. محمد آزرم. نشر بوتیمار. چاپ اول. تهران.1391. 1000 نسخه.80 صفحه .3500 تومان.
«در گوشه هایی که خطاب مقدورش نمی کند
مشابهی استفاده شود
برخی به اشاره برخی به ممکن
در طرحی به اختلاف بزند
گر چه این جا باید مصرف کند
وجود باشد از معمول در قطعات
معرض اجازه نمی دهد
علائم در این صورت به مراتب شدنی ست
آن چنان در صددم به تلاش برای تعیین مواردی که حاضر نیست
میز حتی مساعدت نکند برای سطح سوم
تلویحا از صدا یک دستش می کنم:
نوعی به انسان نداده تا واقعی شود
محسوب ها! محسوب ها!
رو به رو با طبعا که فاقد است
از گوش های من تا ساعت ها سپس شمایید و زبانه هوا
نه نیم رخی در ناممکن های مصر جبرانش می کند
نه توقعی که حمله های قلبی دارند»[1]
محمد آزرم سومین اثر خود به «هوم» را پس از مجموعه های «عکس های منتشر نشده» و « اسمش همین است: محمد آزرم » منتشر کرد. وی در این اثرش نیز تجربه ای قبلی خود را دنبال کرده است. وی سبک خاصی را دنبال می کند. وی در تجربه شعری خود بیشتر به فرم های دیداری و متنی نزدیک می شود و ایده های وی معمولا از تلفیق عکس، سینما، غلط نامه ها، اوراد و دیگر فضاهای ممکن با شعر به وجود می آید.
در این اثر نیز توجه او به فضاهای کلان برای شکل دهی به خرده متن های اثر استفاده کرده است. برخی از این شعر ها نام گذاری شده و برخی دیگر بدون نام است و برای همین نمی توان بین شعر ها تفکیک قائل شده و خواننده خود را با یک مجموعه فضاهایی که بی ارتباط با هم نیستند رو به رو می بیند.
برخی از شعر ها تکرار طولانی یک یا دو حرف یا یک جمله است و از مجموع این تکرارهای مکرر فضایی ساخته می شود. مثل شعر تهران که تشکیل شده از دو کلمه ماشین ها و آدم ها و این دو کلمه در سه صفحه تکرار می شود طوری که احساس ازدهام، شلوغی، روزمرگی و تکرار به خوبی القاء می شود. برخی از شعر ها نیز به سمت نثر حرکت می کنند.
لیلا صادقی در نقد این کتاب می نویسد: عنوان این کتاب آزرم، “هوم”، دارای دلالتهای مختلفی است که یکی از آنها ادات تأیید است و دیگری نام درختی است که ”گرههای آن نزدیک به هم باشد و پارسیان زردشتی در وقت زمزمه در دست گیرند“ (دهخدا، ذیل هوم). موبدانِ عهدِ ساسانی بر این باور بودند که خوردن این گیاه، انسانهای پاک را به جهان دیگری رهنمون میشود (هنینگ، 1356). این جهان دیگر در این اثر بهواسطهی نام کتاب گشوده میشود و داستانی ناگفته را بازگو میکند مبنی براینکه مخاطب با ورود خود به کتاب، وارد جهان دیگری متفاوت از جهانهای از پیش تجربه شده میشود. همچنین براساس برخی اسطورهها، کوبیدن این گیاه برای به دست آوردن شیرهی آن، نوعی قربانی غیرخونین برای شکست شر و بدی تلقی میشود. درواقع، هوم، ایزدی است که در مراسمی، قربانی میشود تا مردم به زندگی جاوید دست یابند (هینلز، 1368: 50).
در نتیجه، دلالتهای مختلف هوم، باعث گسترش شبکهی معنایی متن میشود، به طوری که اگر هوم را یک آشامیدنی باستانی برای بیمرگی (زرینکوب، 1364: 57) در نظر بگیریم، خواندن کتاب “هوم“ برای خواننده وسیلهای خواهد بود برای به خلسه رفتن و تجربهی دنیایی ماورایی. با توجه به دلالتمندی عنوان کتاب و بینامتنیت موجود برای تفسیر متن، میتوان گفت که شعرهای کتاب به مثابهی شیرهی گیاه هوم برای بخشیدن حیات جاوید به مخاطب به شمار میروند. همچنین، در کتاب اوستا، یشتِ کوتاهی برای هوم سروده شده به نام هومیشت به معنای ”در ستایش هوم“ که متنی مذهبی است. این شعرها به دلیل نوع چیدمان واژگانی، گاهی با اوراد مذهبی پهلو میزنند و از آنجایی که اوراد مذهبی بعد از سپری شدن زمان، دیگر کارکرد زبانی خود را از دست میدهند و بیشتر دارای کارکردهای اجتماعی میشوند (مانند استجانب دعا، نذر، عمل خیر و غیره). گاهی خوانندگان حتا زبان این متون را نمیفهمند و صرفن الفاظ را برای دعا و نیایش تکرار میکنند، چرا که این متون غالبن به زبانهای کهنی مانند لاتین، عربی، عبری، اوستایی یا غیره هستند. در کتاب هوم نیز، نگاشت نظام اوراد مذهبی بر نظام شعرهای مجموعه رخ میدهد و استعارهی ”این شعر یک ورد است“، ساخته میشود که البته کارکردهای اوراد را به چالش میکشد. به عبارت دیگر، نام این مجموعه شعر، طرحوارهی یک کتاب مقدس را فعال میکند و این اثر را در بینامتینیت با ”هومیشت“ به عنوان مجاز جزء به کل از کتاب مقدس قرار میدهد، اما آنچه در این اوراد و دعاها گفته میشود، لزوما در تطابق با کارکرد آنها نیست.
محمد آزرم فعالیت ادبی اش را در دهه هفتاد آغاز کرد. دهه ای که آغازگاه جریانی تازه در حوزه شعر زبان مدار بود و به شعر دهه هفتادی موسوم شد. آزرم خود یکی از شاعرانی است که در شکل گیری این جریان بی تاثیر نبوده است. مجموعه شعرهای «عکس های منتشر نشده» و « اسمش همین است محمد آزرم» گزیده اشعار وی از سال های هفتاد و دو تا هشتاد و یک او را در بر می گیرند. وی در دهه هشتاد نیز به تجربه های تازه ای در حوزه شعر دست زد که بخشی از آن در مجموعه شعر «ساج» منتشر شد. «شب های عربی» و « شام آخر در چهارده نما» تجربه های وی در حوزه شعر-عکس است که در فضای مجازی منتشر شده اند. آزرم مقالات و نقد های بی شماری در روزنامه ها و مجلات مختلف منتشر کرده است. نظریه پردازی شعر «متفاوط» و ساختن موقعیت تازه در شعر نوشتاری، نقش پرفرمنس در نوشتار و تلفیق شعر با سایر هنرها از دیگر تجربیات اوست. وی را به عنوان شاعر تجربه های تازه می شناسند.
« آدم ها ماشین ها آدم ها ماشین ها آدم ها ماشین ها آدم ها ماشین ها آدم ها ماشین ها آدم ها ماشین ها....»[2]

مهمان . ایرج زهری.نشر قطره.چاپ اول. تهران.1383. 1100 نسخه.137 صفحه.1200 تومان.
« پشه ها، مهمون های ناخونده وجود من، ناخوش آمدید! خوش آمدید! من اینجا نشسته ام می بینید؟ منتظرم که شما نیشم بزنید. خونمو بمکید. با نگاه سرخ خاک گرفته، دل سرخ چروکیده، منتظرم بی انتظار، منتظرم خسته. گاوی شده ام، با تنه گنده، چشم های گنده، گاله گنده، حرف نشخوار می کنم. راست حرف، چپ حرف، راست حرف، چپ حرف. و شما پشه ها رو پیشونیم، رو سرم، رو دماغم، تو گوشم تو خونم، تو نفسم! تو دلم نشستید. خونمو با لذت می مکید و آواز می خونید...»[1]
«مهمان» یکی از نمایشنامه هایی است که ایرج زهری پیش از مرگش به چاپ رسانید. همانطور که از نام نمایشنامه پیداست موضوع بر سر مهمانی است. گفته اند ایرانیان مهمان نواز های خوبی هستند. سفره رنگین ایرانیان به هزاران تنقلات و خوراکی های رنگارنگ زبان زد همه جهانیان است.
ایرج زهری از چشم انداز دیگری به ماجرای مهمانی و مهمان نوازی ایرانیان نگاه کرده است و پرسش اینجا است که آیا به همان نسبت که سفره ایرانیان رنگین و زیبا و با سلیقه است میزبان با روی خوش از مهمانش پذیرایی می کند؟ در این نمایشنامه ایرج زهری نقدی بر فرهنگ ایرانی کرده و نشان داده است که در بسیاری از مهمانی ها و پذیرایی ها علی رقم این که میزبان مدام در رفت و امد است و هر بار با سینی چای و ظرف میوه و شربت و تنقلات می رود و می اید اما پچ پچ ها و متلک ها و رفتار ها همه نشان از دشمنی و دلخوری و کینه هایی است که در دل ها پنهان شده و به جای آن لبخندی تظاهری بر لب ها نقش بسته است.
خود در پشت جلد نمایشنامه می نویسد: باید به ما ایرانی ها عنوان قهرمان جهان در میهمانداری را بخشید. ما از هر قوم و ملتی که به خاک ما پا گذاشتند، چه با دوستی، چه با دشمنی، سالیان سال بل قرن ها پذیرا شدیم. شگفتا که از یونانی و عرب و مغول و ترک و تاتار، همه را دوست گرفتیم و با خود دشمنی کردیم. من خود این مهمان دوستی و مهمان دشمنی را در بطن یک خانواده چشیده ام.
مهمانی روایت پنهان کاری و تظاهر فرهنگی است که با یک چهره پذیرایی می کند و با چهره دیگر زخم می زند. ایرج زهری که خود سال ها در خارج از ایران زندگی کرده است به خوبی نشان داده است خانواده هایی که تکه هایی از فرهنگ ایرانی را با خود به غرب می برند چگونه ان را به شکل های غلو آمیز به اجرا در می آورند و در این شرایط بهتر می توان فهمید مشکلات آن فرهنگ چیست و ایراد کجا است.
مهمانی ماجرای پذیرایی از کسی است که با وجودی که به هر کدام از میزبانانش لطمه ای می زند با این حال باز از پذیرایی او دریغ نمی شود اما در پنهان همه لب به بد گویی از او باز می کنند.
مهمانی مجموعه نمایشنامه های کوتاه ایرج زهری است. در این کتاب علاوه بر نمایشنامه مهمانی نمایش های دیگر چون، سوء ظن، 2 و 1، مرگ عنکبوت، پسر بچه ، پزشک و چند بیمار یک شوخی، مادر: پسرجان عسل بخور پسر: نمی خورم و بعد از یک صد و بیست و سه ترلیون منتشر شده است. این نمایشنامه ها نمایش های کوتاه یک صحنه ای هستند که البته محوریت همه آنها باز مفهومی از میزبانی و پذیرایی و روابط خانوادگی است. برخی از آنها مثل نمایشنامه 2 و 1 در خارج از ایران می گذرد و نشان از تجربه مستقیم نویسنده از موضوع دارد.
ایرج زهری کارگردان، مترجم، نویسنده و منتقد قدیمی تئاتر است. وی به زبان های آلمانی و فرانسه تسلط داشت. و نمایشنامه های زیادی ترجمه و منتشر کرده است. وی سال ها در خارج از ایران و کشور آلمان زیست ولی به طور مرتب به ایران آمده و نمایش هایی به اجرا در می آورد. وی در اردیبهشت سال 91 بر اثر سرطان در شهر بوخم آلمان درگذشت. از دیگر نمایشنامه های او می توان به نمایشنامه «فقیر علیشاه»،«یادها و بودها» و« کمدی تراژدی حکومت زمانخان به روزگار قاجار در ولایت بهشت آباد» اشاره کرد.
« میتی: آقای سوری شما دیشب برای آقای مانو هم تو استودیو چای بردید؟
سوری: منظورتون آقای مانو مدیر بخش دکوره؟
میتی: مگه ما تو تلویزیون چند تا آقای مانو داریم؟
سوری:چرا بردم.
میتی: ساعت چند بود؟
سوری: حدود هشت شب. داشتند با شما تلفنی صحبت می کردند.
میتی: پس شما اون جا ایستاده بودید و حرف های ما رو گوش می دادی؟»[2]
پی نوشتها:
[1]صفحه 33 و 34 کتاب از نمایشنامه مهمان
[2]صفحه 72 کتاب از نمایشنامه سوء ظن

هتل لوزان. تیه ری دانکور. مترجم: منیره اکبر پوران. تهران. نشر افراز. چاپ اول: 1391. 176 صفحه. 1100 نسخه. 6800 تومان.
«چند بار دیگر در خیابان پوانکاره به اینطرف و آنطرف رفتم، بعد، با قدمهایی محکم، و درحقیقت با اعتمادبهنفس و قاطعیتِ یک خوابگرد وارد هتلِ لوزان شدم و بهطرف پذیرش رفتم .کارمند که مردی تقریباً سیساله بود یک نیمتنهی آبی ملوانی بهتن داشت که روی آن یک نشان خانوادگی دیده میشد.- آقا..؟ دو دستم را روی میز پذیرش گذاشتم و چند لحظه از نزدیک به او چشم دوختم، بدون اینکه چیزی بگویم، همانطور که آدم به چهرهی کسی زل بزند که مدتها است او را ندیده و تلاش میکند که او را بهخاطر بیاورد.- آقا؟... بفرمایید...صدای خودم را شنیدم:- اتاق خالی دارید؟...»[1]
هتل لوزان اولین رمان «تیه ری دانکور» است که برای اولین بار در ایران به زبان فارسی ترجمه شده است.
این رمان در سال 2008 در فرانسه منتشر شد و همان سال جهان ادبیات را تکان داد. هتل لوزان بلافاصله توانست جایزه رمان اول و همچنین جایزه آکادمی فرانسه را از آن خود کند. جایزه ای که بیشتر برای رمان های هفتم و هشتم یک نویسنده اختصاص پیدا می کند.
دانکور این رمان را در فضایی مالیخولیایی و با بکار گیری سبک میانه ای از موریاک مدرن و ژان ژیونو شهری نوشته است. دانکور خود مهندس فضاهای شهری است و مشخصه اصلی رمان او نیز تمرکز بر مکان است که نقش سازنده ای در پیشبرد داستان دارد.
راوی داستان که عتقیه فروش است در گورستانی خلوت با دختر جوانی به نام «کریستین استرتر» آشنا می شود. این دختر برای راوی داستان به مثابه شاهزاده خسته ای پر از دلتنگی ظاهر می شود. آن دو در روزها و سال های بعد بارها همدیگر را در مکان های مختلف از جمله هتل کازابلانکا که هرگز اشاره مستقیمی به آن نمی شود، به صورت اتفاقی ملاقات می کنند. در جریان این ملاقات ها است که راوی داستان با دلبستگی های کریستین آشنا می شود و همراه با او مکانی را که در آن قرار گرفته اند تجربه می کنند. تجربه ای از جنسی دیگر.
مکان در واقع کانالی است برای پیدا کردن و جستجوی گذشته و جستجوی کریستین در گذشته از یادرفته. پدر کریستین نیز کلکسیونر کره جغرافی است، نامزدی دارد که به سینما علاقمند است و برای کریستین هتل کازابلانکا که هرگز اشاره مستقیمی به آن نمی شود نقطه مهم زندگی اوست.
این رمان جزو معدود رمان هایی است که نقش زمان را به نفع مکان کم رنگ و حذف می کند. با وجودی که رمان درباره آشنایی دو جنس مخالف است اما هیچ صحنه عاشقانه ای در این رمان توصیف نمی شود. رمان سرشار از سکوتی است که در مکان جاری است. این رمان یکی از رمان های شهری و مدرن است که بدون شرح اتفاقات خارق العاده زندگی دو انسان مدرن در بستر یک شهر تاریخی چون پاریس را روایت می کند و خواننده را با دلتنگی های این دو شخصیت آشنا می سازد. در این رمان با عکس هایی رو به رو هستیم که با گذر زمان خطوط اصلی آن محو شده است. شخصیت های این رمان هم همچون عکس های قدیمی خطوط اطرافشان محو شده است و تنها مکان است که مرز ها را روشن می کند و نشان می دهد.
منیره اکبر پوران که خود دانشجوی دکترای رشته زبان فرانسه است این رمان را در ارتباط با موضوع رساله اش که درباره نقد جامعه شناختی اثر است ترجمه کرده است.
مترجم درباره دلیل ترجمه این کتاب می گوید: "من بیش تر کارهای ترجمه ام را از روی جایزه ها انتخاب می کنم. دانکور نثری ساده دارد و به هیچ وجه بر روی زبان و فرم مانور نمی دهد. پازلی که او تهیه می کند، از طریق عکس ها و مکان هاست. آن چه ترجمه این اثر را سخت می کرد، حضور بسیار زیاد اسامی خاص مکان بود که برای این که خواننده ما هم بتواند آن ها را بشناسد و با آن ها ارتباط برقرار کند، نیاز بود که نه با پاورقی بلکه با اشارات کوچکی در خود متن، نقش و بار معنایی آن ها مشخص شود."
« و اما آن عکسی که بالای میز پذیرش آویزان بود، طبقه همکف یک ساختمان اداری را نشان می داد: یک سطح وسیع شیشه ای با چهار چوب های ظریف تیره رنگ و خمیده تا تورفتگی ورودی را شکل دهد که ستون هایش از مرمر سیاه بود... روی شیشه با خطی که حروف سایه دارش کمان یک طاق را تداعی می کردند، نوشته شده بود: " موسسه ژانتی و بورده". از پشت پنجره که تصویر اتومبیل ها و رهگذران روی شیشه ی آن درهم آمیخته بودند، میزی بزرگ، در میان یک سالن بزرگ، با چند تایپیست که با ماشین تحریر مشغول تایپ هستند، قابل تشخیص بود. یک دستگاه تهویه در سقف.» [2]
پی نوشت ها:
1. پشت جلد کتاب.
2. صفحه 113 کتاب.

در لوناسا. برایان فریل. مترجم: سحر خلیلی. تهران. نشر افراز. چاپ اول: 1391. 128 صفحه. 1100 نسخه. 5500 تومان.
« حدود سه هفته قبل از وقتی که اون رادیو رو خریدیم، برادر مادرم، یعنی دایی جک من، برای اولین بار از افریقا به خونه برگشت. به مدت بیست و پنج سال در جرگه ی جذامی ها، توی یه دهکده ی دور افتاده به نام ریانگا در اوگاندا کار کرده بود و فقط شش ماه اونم زمان جنگ جهانی اول که به عنوان افسر دینی ارتش بریتانیا در غرب آفریقا خدمت می کرد، دهکده رو ترک کرد. بعدش به اون آسایشگاه ترسناک برگشت و بیشتر از هجده سال بی وقفه کار کرد. و حالا در اوایل پنجمین دهه ی زندگیش با حال زار و نزار به بالی بگ برگشته بود و از قضا می خواست همین جا بمیره.»[1]
گذشته برای راوی اول نمایشنامه که مایکل نام دارد همیشه مصادف با دو رخداد بوده است. خریدن یک رادیو کوچک که برایشان شادی به ارمغان آورده و بازگشت پدر جک کشیش کهنه سالی که دایی خانواده است از منطقه جذام زده آفریقا.
این نمایشنامه با موضوع اجتماعی درباره شرایط زندگی آدم ها و تناقض ها و تضادهایشان در عصر مدرن است. عصری که زندگی صنعتی به ارمغان آورد تا انسان ها را از بسیاری از رنج ها برهاند و خود زخمی تازه و عمیق بر پیکر بشر نشاند.
در لوناسا با نگاهی نوستالژیک به آیین های کهن و قدیمی قومی و طایفه ای و ایده بازگشت به آنها، درباره اتفاقاتی است که هم زمان با برگزاری این جشن ها در لوناسای ایرلند رخ می دهد.
راوی اصلی داستان که مایکل نام دارد مرد جوانی است که تغییرات اجتماعی و صنعتی شدن جامعه ایرلندی و تاثیرات آن بر خانواده اش از دوران کودکی تا جوانی را روایت می کند. خانواده او از راهنمایی های کشیش روستا که همان پدر جک و دایی خانواده است استفاده می کنند. با گذشت زمان مایکل با اشتیاق بیشتری به جشن های مردمی لوناسا توجه نشان می دهد و جشن های لوناسا را درک می کند. مایکل با شنیدن خاطرات پدر جک درباره زندگی مردم افریقا جذب مراسم آیینی آنها می شود.
ورود رادیو که نمایشنامه به آن تاکید می کند و حتی اهل خانواده به یمن ورود این شی عجیب و تازه برایش اسم گذاری هم می کنند، در واقع ورود آنها به تاریخ دیگر است. رادیو نشانه ای است از صنعتی شدن شهر ها و تبدیل شدن مشاغل خانگی به کارخانه های عظیم جثه و آغاز بیگاری و در به دری خانواده ها. مایکل هر روز شاهد تغییرات واقعی است و حوادث ننگین و تاثیرات مخربی که جامعه صنعتی بر روی خانواده ها گذاشته است. بیماری، آسایشگاه و سرانجام مرگ دست آورد تغییرات تازه برای خانواده اوست.
قصه در لوناسا یادآور داستان های تنسی ویلیامز و آرتور میلر است که هر دو بازتاب وحشتناک جامعه صنعتی را به نمایش گذاشتند و در شاهکارهای «مرگ فروشنده» و« باغ وحش شیشه ای» به توصیف فروپاشی خانواده و ورود به دنیای تازه صنعتی پرداختند.
برایان فریل متولد سال 1992 یکی از بهترین نویسنده های معاصر ایرلندی تبار است. از میان نمایشنامههای او میتوان به «فیلادلفیا»، «آزادی شهر»، «اشراف»، «برگردانها» و «در لوناسا» اشاره کرد. فریل، در آثارش نگاه شاعرانه خود را به زبان تئاتر برمیگرداند. فریل ما را قادر می کند تا شرایط زندگی آدم ها و تناقض هایشان را در عصر حاضر بهتر درک کنیم. این نمایشنامه که برای نخستین بار سال 1990 در دوبلین به روی صحنه رفت، در سال 1991 برنده جایزه «الیویر» و جایزه «اونینگ استاندارد» به عنوان بهترین نمایشنامه شده است. در سال 1992 نیز این نمایشنامه جایزه تونی و جایزه حلقه منتقدان نیویورک، به عنوان بهترین نمایشنامه سال را از آن خود کرده است.
مترجم درباره این نمایشنامه می گوید:" من ترجمه این نمایشنامه را در سال 1388 همزمان با کار کردن روی پایاننامه مقطع کارشناسی ارشدم در دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی انجام دادم. موضوع پایاننامه من «زاویه دید در درام» با راهنمایی دکتر بهروز محمودی بختیاری، بود که برای آن نیاز به تحلیل برخی از آثار فریل را پیدا کردم. ترجمه این نمایشنامه را به نخستین دوره جایزه نمایشنامهنویسی نشر افراز ارایه دادم که در آن حایز رتبه دوم بخش ترجمه شد.
« پدر جک: خب، اونا خیلی رسمی و موقرانه با قربانی کردن آیینی یه پرنده، یا بز یا گاو تو ساحل رودخونه شروع می شن. بعد زمان مراسم تکه تکه کردن و تدهین اولین یام یا کازاوا، و چرخوندنش تو کاسه های بزرگ چوبیه، بعد نوبت ورد، یه مناجاته که سپاس گزاری واقعی مون رو نشون می ده و به عنوان ریتم با ضربی برای حرکات موزون آیینی ما عمل می کنه. بعد از تموم شدن شکر گزاری، پای کوبی هنوز ادامه پیدا می کنه. نکته جذابش اینه که همه ی اینا تو یه مراسم مادی اتفاق می افته. بنابراین مراسم مذهبی به تدریج تموم و جشن اجتماعی آغاز می شه...»[2]
پی نوشت ها:
1. صفحه ١٢ کتاب.
2. صفحه ٨٩ کتاب.

درپی معنا. تامس نیگل. مترجم: سعید ناجی و مهدی معین زاده. نشرهرمس.چاپ دوم. تهران.1389. 1500 نسخه.98 صفحه.1800 تومان.
«فرض کنید که در کتابخانه ای کار می کنید و هنگام بیرون رفتن مردم کتاب هایی را که با خود می برند کنترل می نمایید. دوستی از شما می خواهد به او اجازه دهید تا یک کتاب مرجع دشواریاب را دزدکی از کتابخانه خارج کند...»
[1]
در مقدمه این کتاب آمده است، این کتاب درآمد کوتاهی بر فلسفه است و برای استفاده کسانی نوشته شده که چیزی از فلسفه نمی دانند. اما به هر حال پرسش های مطرح شده در این کتاب پرسش هایی از جنس فلسفه است که ممکن است هر فرد پیش از اینکه به فلسفه وارد شو د در ذهن خود داشته باشد. سوالات بنیادی از جهان چندان ارتباطی با این موضوع ندارد که کسی فلسفه می داند یا خیر. هر چند هزاران سال است که این مسائل طرح شده و فیلسوفان مختلف هر کدام با روش هایی مجزا از دیگری تلاش کرده اند به این پرسش های بنیادی پاسخی در خور بدهند.
مواد خام فلسفی مستقیما از طریق جهان و رابطه انسان با جهان به ذهن خطور می کند و نه از طریق رو به رو شدن با تاریخ فلسفه و آثار نوشتاری گذشتگان.
در واقع این فلسفیدن است که بنیادی و مهم است و ما به دنبال این فلسفیدن است که به سراغ چگونه فلسفیدن در نگاه و نظر فیلسوفان می رویم.
در این کتاب ده مسئله و پرسش بنیادی فلسفی مطرح می شود و نویسنده تلاش دارد به بررسی آنها بپردازد. فلسفه به تفکر محض تکیه دارد و برای قطعی نشان دادن پاسخ هایش نمی تواند به آزمایش و خطا رجوع کند. به همین دلیل هم تلاش ندارد هیچ چیز را به صورت صوری به اثبات برساند. فلسفه تنها به درک مسائل می پردازد.
این کتاب شامل ده بخش است که نام بخش های آن عبارتند از: چگونه چیزی را می شناسیم؟، دیگر اذهان، مسئله ذهن- جسم، معنی کلمات، اختیار، درست و نادرست، عدالت، مرگ، معنای زندگی.
این کتاب کوچک 98 صفحه ای به خوبی و با زبانی ساده و قابل درک درباره این مفاهیم گفتگو می کند و تلاش دارد ذهن را برای ورود به فلسفه آماده کند و ذهن را برای رو به رو شدن با مفاهیم پیچیده تر تمرین دهد.
این کتاب با ویرایش مصطفی ملکیان به بازار کتاب عرضه شده است. ملکیان فیلسوف و روشنفکر ایرانی است که عمده پژوهش های وی درباره فلسفه اخلاق، دین، روانشناسی و معنای زندگی است. لازم به ذکر است توضیحات نویسنده بیشتر مستقل از آراء فیلسوفان و در واقع حاوی اندیشه شخص وی است.
انتشارات هرمس این کتاب را تحت نام فلسفه و کلام شماره 36 منتشر کرده است که کتاب های کوچک فلسفی و البته ساده را در بر می گیرد.
«همه می میرند اما همه درباره چیستی مرگ توافق ندارند. برخی معتقدند پس از مرگ و از بین رفتن جسمشان، به حیات ادامه خواهند داد، به بهشت ، دوزخ یا جایی دیگر خواهند رفت، بدل به روحی خواهند شد یا در کالبدی دیگر که شاید کالبدی انسانی هم نباشد به زمین باز خواهند گشت»[2]
پی نوشت:
[1] صفحه 57 کتاب درباره درست یا نادرست
[2] صفحه 83 کتاب درباره مفهوم مرگ

مبانی زیباشناسی. پیر سوانه. مترجم: محمدرضا ابوالقاسمی. نشرماهی.چاپ اول. تهران.1389. 2000 نسخه.192 صفحه.4000 تومان.
«غایت و هدف عمیق ترین و در نتیجه مهم ترین نشانه ی واگرایی هنرمند و پیشه ور است. کانت در بند چهل و سوم نقد قوه ی حکم هنر را از طبیعت، علم و پیشه وری متمایز می کند. او در مورد تمایز هنر از طبیعت معتقد است کار زنبورها را نمی توان هنری دانست زیرا زنبورها بر اساس غریزه کار می کنند نه بر مبنای آزادی.»[1]
زیبایی شناسی علمی تازه است که به بررسی ذات هنر می پردازد. به چه چیزی هنر می گوییم و چه نیازی در انسان وجود دارد که به شکل هنر بروز داده می شود. ارتباط بین هنرمند و اثر چیست و یا چه رابطه ای می توان بین هنر و مخاطب پیدا کرد پاسخ به هر کدام از این سوالات خود نگرش پیچیده ای در تاریخ فلسفه هنر را به دنبال داشته است که این کتاب تلاش دارد به آنها بپردازد.
در مقدمه کتاب آمده است این کتاب می کوشد با تحلیل مهم ترین مفاهیم زیباشناسی، چشم اندازهای گوناگون این رشته را برای خواننده ترسیم کند. اگر چه پیدایش زیباشناسی به قرن هجدهم باز می گردد اما بررسی مفاهیمی چون تقلید، هنرمند، اثر هنری و... نشان می دهد که برای شناخت گستره ی زیباشناسی باید به سرچشمه های فلسفه ی غرب بازگشت. به همین منظور نویسنده با تحلیل دیدگاه های افلاطون، ارسطو، کانت، هگل، نیچه، هایدگر و... خواننده را با بسیاری از مباحث زیباشناسی و فلسفه ی هنر آشنا می کند.
این کتاب می تواند به نگرش هنرمندان و علاقمندان به مباحث نظری هنر ژرفا ببخشد و شناخت آنان از زیبایی شناسی و فلسفه ی هنر را ارتقا دهد.
این کتاب کتابی دانشگاهی است که برای دانشجویان نوشته شده و به بررسی عمیق موضوع نپرداخته بلکه بیشتر به آشنا کردن دانشجویان با مفاهیم یاد شده می پردازد. در واقع این کتاب همانطور که از نام آن بر می آید صرفا به مبانی اولیه زیبایی شناسی می پردازد. هر چند در پیشگفتار آن ذکر شده است مبانی زیبایی شناسی مشخصا به معنای زیبایی شناسی مقدماتی نیست چون زیبایی شناسی ابتدایی وجود ندارد.
هدف از این کتاب بیشتر ارائه ی عناصر کلیدی فهم رشته ی زیباشناسی و مباحث مطرح در آن است. بنابر این در این کتاب همه جریان های اصلی زیباشناسی بی طرد و حذف معرفی می شوند.
زیبایی شناسی رشته ای جدید و در عین حال کهن است. برای مثال افلاطون نظریات مهمی درباره زیبایی شناسی دارد و این موضوع نشان می دهد زیبایی شناسی در نظر فیلسوفان اولیه نادیده انگاشته نشده است. اما مشخصا از سال 1750 بود که نام زیبایی شناسی برای این رشته خاص در نظر گرفته شد. این کتاب با بررسی تاریخ و مبانی زیبایی شناسی تلاش دارد کلیتی از مباحث این رشته مهم را ارائه کند و به بحث بگذارد.
مبانی زیبایی شناسی شامل 6 فصل است که عبارتند از: زیبایی شناسی، تقلید، هنرمند، اثر هنری، مقایسه و طبقه بندی هنرها و داوری زیباشناختی. همچنین پی نوشتی نیز برای جمع بندی در پایان کتاب آورده شده است.
پیر سوانه یکی از استادان به نام دانشگاه بوردو فرانسه است و استاد زیباشناسی این دانشگاه.
« کاربرد واژه هنر به شکل مفرد ابهام آفرین است. نخست باید بدانیم انسان توانایی های مختلفی دارد و در نتیجه می تواند هنرهای زیبای مختلفی بیافریند. می توان همه این آفرینش ها را ذیل مفهوم کلی هنر قرار داد...»[2]
[1]صفحه 81 کتاب
[2]صفحه 124 کتاب