
جامعه مصرفی، اسطوره ها و ساختارها. ژان بودریار. مترجم: پیروز ایزدی. نشر ثالث.چاپ دوم. تهران.1389. 1100 نسخه.332 صفحه.7600 تومان.
«کلیه مباحث در مورد نیازها بر نوعی انسان شناسی ناپخته استوار است. یعنی، گرایش طبیعی به خوشبختی، خوشبختی که با حروف پر راز و رمز در پس زمینه پیش پا افتاده ترین آگهی های بازرگانی از سفر به جزایر قناری گرفته تا خوشبو کننده حمام حک شده است، به نوعی مرجع مطلق جامعه مصرفی به حساب می آید و دقیقا معادل رستگاری است. اما به راستی این خوشبختی چیست که با چنین نیروی ایدئولوژیکی تمدن مدرن را وسوسه می کند؟»[1]
بازار ها پر شده از اشیاء کوچک و بزرگ و غیر ضروری و هر روز بر حجم این کالا ها افزوده می شود . کالاهایی که نیازهای ضروری انسان ها را برطرف نمی کند و آدم از خود می پرسد واقعا وجود انبوهی از این اشیاء چه توجیهی می تواند داشته باشد؟
ما هر روز بیشتر و بیشتر به جای ارتباط با همدیگر به اشیاء پیرامونمان ور می رویم. جنون مصرف به مدد صنایع و کارخانه های سرمایه داری امریکا، اروپا و چین به همه کشورها سرایت کرده است. هر شیء ضرورتا شیء دیگر را فرا می خواند و دیری نمی پاید که که ما در انبوه چیزهای ریز و درشت پنهان می شویم. بر حسب این که متعلق به کدام طبقه اجتماعی باشید هم دایره این چیزها و هم نوع آن تغییر می کند اما ماهیت مصرف گرایی برای همه طبقات اجتماعی فارغ از اینکه چه اندازه درآمد داشته باشند فرقی نمی کند. کتاب جامعه مصرفی به این نکته توجه کرده و تحلیل شگفتی از آن به دست داده است.
دراین کتاب بودریار جامعه شناس پست مدرن فرانسوی به بحث از اسطوره و ساختار مربوط به مصرف گرایی در جامعه اواخر قرن بیستم فرانسه می پردازد و سعی دارد از نگاه تحلیل نشانگانی محصولات آرایشی، مواد غذایی، مد و غیره نظام مصرفی جامعه مدرن را در راستای منظق نشانگانی حاکم بر وضعیت فرا واقعیت دنیای ارتباطات امروزی قرار دهد.
از نظر بودریار جامعه مصرفی به واسطه اسطوره خوشبختی مفهوم نیاز را به صورتی فرا واقعی خلق می کند تا به تبع آن بتواند تشویق افراد به مصرف بیشتر را توجیه کند.
مصرف کالا ها برطرف کننده شکاف های اجتماعی و سلسله مراتب تبعیض های عمده در حوزه قدرت است. اما مصرف نیز مانند آموزش فرصت های فرهنگی یکسانی برای بدنه اجتماع فراهم نمی کند. و حتی مصرف شکاف ها را آشکار تر می کند. ایدئولوژی مصرف بهواسطه کیفیت نجاتبخش اشیاء در جامعه مصرفی تعریف می شود. زیرا در اختیار داشتن اشیاء اعم از تجملی و کاربردی میتواند در راستای دستیابی به پایگاه اجتماعی فرد کارکرد یابد و فرد را قانع میکند که مصرف اشیاء علاوه بر اینکه او را به «خود واقعی اش» نزدیک میکند (مثال بودریار در مورد کِرِمهای روشنکننده مو است که در تبلیغات با عناوینی چون «با مصرف این کِرِم، بیش از هر زمان دیگر خودتان شوید») موجب تشخص وی نزد دیگران هم میشود. از نظر بودریار هر آنچه امروزه در حوزه تبلیغات به شخصیت مربوط میشود را باید از اساس بیمعنا دانست.
این کتاب شامل سه فصل است که عبارتند از: در ستایش اشیا، نظریه مصرف، رسانه های گروهی. فصل پایانی کتاب نتیجه گیری است که با نام : خود بیگانگی معاصر یا پایان میثاق با شیطان آورده شده است. کتاب شناسی و نمایه ها نیز در پایان کتاب ضمیمه است.
« مصرف یک اسطوره است یعنی گفتار جامعه معاصر درباره خود است. و شیوه ای است که جامعه ما از خود صحبت می کند و به نوعی تنها واقعیت عینی مصرف، ایده مصرف یعنی این صورت بندی بازتابنده و گفتمانی است که توسط گفتمان فکری مورد استفاده قرار گرفته و نیروی عقل مشترک را پیدا می کند.»[2]
[1] صفحه 57 کتاب
[2] صفحه 312 کتاب

یک عالم با شما حرف دارم... لوئیجی پیراندلو. مترجم: بهمن فرزانه. ویرایش: ایرج کریمی.نشر پنجره.چاپ دوم. تهران.1390. 1100 نسخه.208 صفحه.5000 تومان.
«انگار آنت سکوت او را در خود بلعیده بود، همانطور که هویت اش را از دست داده بود، چنان می نمود که انگار دارد جسم خود را نیز از دست داده و تبدیل به یکی از آن مبل ها می شود. داشت هم شکل و هم رنگ آنها می شد، غرق در گوش سپردن به تیک تاک ساعت شده بود که صدای آن از در نیمه باز اتاق دیگری به اتاق پذیرایی می رسید.»[1]
پیراندلو در سال 1902 نوشتن داستان های کوتاهش را آغاز کرد. قرار بر این بود که این داستان ها در طول یک سال به سیصد و شصت داستان برسد و نام آن را بگذارد" داستان هایی برای یک سال" اما تعداد داستان ها به دویست و چهل و یک عدد رسید و هرگز در یک کتاب مستقل به چاپ نرسید. وی داستان هایش را به صورت پراکنده در روزنامه ها و مجله ها منتشر کرد. سال 1922 وی موفق شد آنها را به صورت کتاب منتشر کند. جلد پانزدهم این کتاب بعد از مرگ وی منتشر شد. این داستان ها که هرکدام برای خود شاهکاری به حساب می آید زیر سایه نمایشنامه های پیراندلو گم شدند. وی به عنوان یکی از نمایشنامه نویسان ایتالیایی از شهرت به سزایی برخوردار است. «شش شخصیت به دنبال نویسنده» یکی از به یاد ماندنی ترین نمایشنامه های اوست. در زمان حیات این نویسنده نمایشنامه های او پشت سر هم در شهرهای ایتالیا به صحنه می رفت. « هرکس به نوع خود» ،« هانری چهارم» ،« بازی دوجانبه» ، « امشب هر کس به میل خود بازی خواهد کرد» ،« لذت صداقت» و « احمق» از دیگر نمایشنامه های وی است. اما پیرانولو رمان ها و داستان های تاثیر گذاری نیز نوشته است. از جمله: « مطرود» ،« به نوبت» ،« مرحوم ماتیا پاسکال» ، « پیرها و جوان ها» ف« یکی، هیچ کی، صدهزار» و « شوهر او» که بعد از مرگش به چاپ رسید.پیراندلو سر انجام در سال 1934 برنده جایزه نوبل شد. سال بعد یعنی در سال 1935 وی بر اثر ذات الریه از دنیا می رود.
این نویسنده در آثار خود نوعی بدبینی نسبت به جهان هستی و روابط اجتماعی را از خودبروز می دهد. او نسبت به روابط همسران و مسایل سیاسی نیز با نگاهی انتقادی و سیاه برخورد می کند و بیشتر آدم های قصه او تنها، منزوی و دور از دیگران زندگی می کنند. ورشکستگی پدر و افتادن خانواده به ورطه فقر، مرگ مادر به عنوان حامی اصلی او در رشد و شکوفایی هنری، بیماری روانی همسر به عنوان آزار دهنده اصلی در تمام عمر و وقوع جنگ و مشکلات سیاسی وی را به داوری منفی در خصوص وقایع و اتفاقات مختلف می کشاند.
یک عالم با شما حرف دارم دومین از مجموعه برگزیده داستان های کوتاه لوئیجی پیراندلو است.
این مجموعه داستان شامل 14 داستان کوتاه است که عبارتند از: ازدواجی بسیار متناسب، دو تا، عواقب از خواب پریدگی، لانه، غبار مرگ، یک عالم با شما حرف دارم، تو می خندی، طرح یک اسب در زمینه قرص ماه، یک روز تمام، مثل دو تا دو قلو، خانه ای رو به مرگ، شال مشکی، تراژدی یک شخصیت، کی مقصر بود؟
داستان های پیراندلو موضوعات و تم های ساده و پیش پا افتاده ای دارد ولی به مرور فضایی تکان دهنده می سازد و خواننده را مجذوب خود می کند. نگاه تلخ این نویسنده به جهان خواننده را نیز مقهور خود می کند. داستان ازدواجی بسیار متناسب درباره دخترکی است که هیکلش رشد زیادی داشته و با یک مرد کوتوله ازدواج می کند. در داستان عواقب از خواب پریدگی، غریبه ای به سراغ مرد می آید تا تابلو او را بخرد چون شباهت زیادی به همسر مرحومش دارد.غبار مرگ، داستان مردی است که به دنبال سفارشات دختران و همسرش آمده و قطار را از دست داده است. یک عالم با شما حرف دارم قصه زنی است که همسرش مرده و تنها می خواهد با یکی گفتگو کند و داستان تو می خندی روایت مردی است که در خواب به صورت شدیدی می خندد .
نمایشنامه شش شخصیت به دنبال نویسنده، رمان به نوبت، مجموعه داستان سفر، و رمان یکی ، هیچکس، صدهزار با ترجمه بهمن فرزانه پیش از این به باراز کتاب عرضه شده است.
«بسیار خوب، شخصیت های داستان های من هر یک با فاجعه خود سرگردان جهان هستند و من هم بگیریم یک نویسنده سنگ دل. در این صورت به یک منتقد حسابی باید رجوع کرد تا قضاوت کند که آیا واقعا فاجعه آن شخصیت خنده دار نیست؟»[2]
پینوشتها:
[1]صفحه 135 از داستان خانه ای رو به مرگ
[2]صفحه 186 از داستان تراژدی یک شخصیت

شاهزاده خوشبخت. اسکاروایلد. مترجم: محمد ابراهیم اقلیدی.انتشارات صدای معاصر. چاپ سوم. تهران.1391. 1100 نسخه.191 صفحه.4500 تومان.
«در این میدان پایین پای ما دخترک کوچکی ایستاده است و شغلش کبریتفروشی است. تمام کبریتهایی که داشته از دستش به زمین افتاده و ضایع شده است. اگر دست خالی به خانه برگردد پدرش کتکش خواهد زد. طفلک دارد گریه میکند. نه جوراب دارد و نه کفش و سرش هم برهنه است. چشم دیگرم را بکن و به او بده تا پدرش او را کتک نزند.» پرستو گفت: «یک شب دیگر هم با تو میمانم، اما از من مخواه که چشمت را بکنم. اگر چنین کاری بکنم دیگر پاک کور خواهی شد.» شاهزاده گفت: «پرستو، پرستو، پرستوی کوچک، به فرمان من عمل کن»[1]
«شاهزاده خوشبخت» داستانی است به زبان ساده که نویسنده در آن از ملاقات یک پرستو با مجسمهای مینویسد که همگان آن را با نام شاهزاده خوشبخت میشناسند اما این شاهزاده هیچگاه در واقعیت خوشبختی را تجربه نکرده است. تندیس این شاهزاده در میدان اصلی شهر نصب و به یاقوت سرخ و بدنهای از جنس طلا مزین شده بود. به همین دلیل بود که مردم این تندیس را اسطوره خوشبختی میدانستند. فقط پرستویی که هر از چند گاهی برای استراحت بر روی آن مینشست متوجه گریههای شاهزاده میشد.پرنده و مجسمه با واقعیت های زندگی مردم عادی روبرو می شوند و به یاری آنها می شتابند. به مرور یاقوت ها و سنگ های قیمتی شاهزاده توسط این پرنده به مردم مستمند و فقیر داده می شود.
اسکار وایلد در 16 اکتبر 1854 در کشور ایرلند به دنیا آمد. این شاعر، داستاننویس، نمایشنامهنویس و نویسنده داستانهای کوتاه در خانوادهای بزرگ شد که اعضایش از چهرههای شناخته شده ادب و هنر آن زمان بودند. مادرش مترجم آثار نویسندگانی چون الکساندر دوما و لامارتین و پدرش یکی از عتیقهشناسان مطرح کشورش بود که البته دورهای از عمرش را به عنوان پزشک چشم در خدمت ملکه کشورش گذراند.
داستان «شاهزاده خوشبخت» نخستین بار در مجموعهای با همین نام در سال 1888 میلادی منتشر شد؛ داستانی که بارها مورد اقتباسهای مختلف قرار گرفت و بر اساس آن چند نمایش رادیویی و انیمیشن ساخته شد و همچنین داستان بارها با صدای افراد مختلف ضبط و به بازار راه یافت.
این داستان همچنین توسط هنرمندان تئاتر بارها به روی صحنه رفته است. از سویی آهنگسازان مطرحی هستند که بر اساس آثار وایلد موسیقی ساختهاند و «شاهزاده خوشبخت» یکی از آن آثار است.
برنارد هرمن و مالکولم ویلیامسون از جمله این آهنگسازان هستند. شاهزاده خوشبخت یکی از داستان های این مجموعه است.
این کتاب شامل نه داستان کوتاه از اسکاروایلد است که عبارتند از: شاهزاده خوشبخت، غول خودخواه، دوست یکدل، موشک سرشناس، بابل و گل، شاه نوجوان، زادروز شاهدخت، کودک ستاره ای، ماهیگیر و روحش.
همچنین پیشگفتاری در ابتدای کتاب درباره این مجموعه و زندگی نویسنده کتاب آورده شده است.
مقاله ای تحت عنوان « یاداشت نه چندان ضروری» از متجرم پایان بخش کتاب است. این مقاله به بررسی سبک و جایگاه اسکاروایلد در ادبیات و تاریخ اروپا می پردازد. وی معتقد است اسکار وایلد یکی از جنجالی ترین هنرمندان نسلی از نویسندگان و هنرمندان اروپایی است که در برابر مطلق عصر ویکتوریا، مطلقی نسبتا نسبی تر علم می کند. مترجم همچنین می نویسد، آنچه وایلد در این قصه ها مطرح می کند پرسش هایی قدیمی همچون عدالت، عشق، زیبایی، مصلحت، حقیقت و مرگ است که چون با اخلاق واقعیت بیرونی رو به رو می شوند، پرسش هایی تازه ایجاد می کنند و لایه های بالایی راس هرم جامعه را به چالش می گیرند. آنچه افسانه های این کتاب را از افسانه های دیگر متمایز می کند دید تحلیلی و پنجه در افکندن با پرسش های انسان امروز است.
«چنان چهره اش زشت و کریه بود که پادو ها او را بیرون می انداختند و هیچکس به او رحم نمی کرد و هر چند سه سال تمام جهان را زیر پا نهاده بود در هیچ سو از زن گدایی که مادرش بود نشانی نیافته بود.»[2]
پی نوشت:
[1]صفحه 23 و 24 کتاب از داستان شاهزاده خوشبخت
[2]صفحه 131 از داستان کودک ستاره ای

حرکت با شماست مرکوشیو!. رضا قاسمی.انتشارات نیلوفر. چاپ دوم. تهران.1390. 1100 نسخه.115 صفحه.3500 تومان.
« مادام سونیا: آه چه خوب، می دونید، من کشور شما رو خیلی دوست دارم. آخه اونجا وطن دوم منه، البته چیزهای خیلی گنگی تو خاطرمه. یه الف بچه بودم وقتی جنگ شروع شد. مادرم منو بغل زدو مثل خیلی های دیگه پرید تو واگن.»[1]
حرکت با شماست مرکوشیو! نمایش نامه ی دو پرده ای است درباره دو مرد که در غربت زندگی می کنند. یکی به نام مرکوشیو دیگری به نام میرزا آقا. مرکوشیو از همه چیز می ترسد و مدام فکر می کند هنوز دنبالش هستند چون سابق بر این گویا در یک دستگاه دولتی به کار شکنجه گری بوده است. سوء ظن او به همسایه بالایی است که هویتی نامشخص دارد کم کم جنون بر او مستولی می شود و اسلحه ای یافته می خواهد یا خودش و یا همسایه بالایی را بکشد.اما بازی و جشن تولد بچه های میرزا آقا نقشه او را به هم می زند.
در پرده دوم نیز با همسایه بالایی آشنا می شویم که یک زن لهستانی است که بعد از فرو ریختن دیوار برلین دیوانه شده است و خودش را حبس کرده. اما فاجعه اینجا است که در جشن تولد، مرکوشیو بچه ها را مسخ کرده به دریا می اندازد و میرزا آقا با همان اسلحه مرکوشیو خودش را می کشد.
نمایش نامه« کسوف »نمایشنامه بسیار کوتاهی است درباره دو شخصیتی که چشمان یکی از آنها با دستمال سفید و دیگری با دستمال مشکی بسته شده است. کسی که دستمال سفید بر چشم دارد در تلاش است که به شخص دوم بقبولاند که چشمهای او را با دستمال سیاه بستهاند وگرنه قادر به دیدن است. اما شخص دوم آن قدر میترسد و به اعتقادات خرافی خود ایمان دارد که نمیتواند حرفهای شخص اول را بپذیرد.
نمایشنامه دیگر این مجموعه «نامه هایی بدون تاریخ از من به خانواده ام و بالعکس »نام دارد. برخی از صحنه های این نمایشنامه بدون دیالوگ و صرفا یک قاب را تشکیل می دهند.
رضا قاسمی در اصفهان زاده شد و نویسندگی را با نگارش نمایشنامه شروع کرد. اولین اثر او نمایشنامه کسوف بود که در 18 سالگی نوشت و دو سال بعد در دانشگاه تهران به روی صحنه برد. در سال های بعد با نوشتن چند نمایشنامه دیگر و اجرای آنها، به عنوان هنرمندی معتبر در صحنه تئاتر ایران شناخته شد.در سال 1355 جایزه اول "تلویزیون ملی ایران" برای بهترین نمایشنامه به اثر او چو ضحاک شد بر جهان شهریار تعلق گرفت.قاسمی پس از انقلاب سال 1357، به کارگردانی نمایشنامه های خود ادامه داد. نویسندگی و کارگردانی سه نمایشنامه اتاق تمشیت، ماهان کوشیار و معمای ماهیار معمار حاصل فعالیت او در هفت سال اول انقلاب است. او سرانجام در سال 1365 از ایران خارج شد و در فرانسه اقامت گزید.قاسمی در موسیقی ایرانی نیز دست دارد و نوازنده، آهنگساز و معلم برجسته سه تار است. در این زمینه، چهار کار از او به صورت کاست و سی دی منتشر شده است.قاسمی در فرانسه پس از نوشتن دو نمایشنامه حرکت با شماست مرکوشیو! و تمثال همه فعالیت های دیگرش را متوقف کرد و منحصراَ به نوشتن داستان روی آورد.او با رمان همنوایی شبانه ارکستر چوبها که در سال 1996 در آمریکا انتشار یافت، به جایگاه خاصی در داستان نویسی فارسی رسید. بعدها، در سال 1381، چاپ مجدد همین کتاب در ایران علاوه بر استقبال گرم خوانندگان، جوایز ادبی متعددی را هم نصیب نویسنده اش کرد.از قاسمی این آثار تا کنون به زبان فرانسه ترجمه و منتشر شده است: نمایشنامه های معمای ماهیار معمار، تمثال، حرکت با شماست مرکوشیو! و رمان همنوایی شبانه ارکستر چوب ها.
نمایشنامه حرکت از شما است مرکوشیو! در سال 1990 نوشته شده و در سال 1993 توسط انتشارت خاوران در پاریس منتشر شده است.روایت فرانسوی این کتاب، با ترجمه مونیک پیکارد، در سال 1995 توسط انتشارات لارماتان در پاریس منتشر شده است. در سال 1996 این نمایشنامه به کارگردانی کلودگر و با همکاری هنرپیشگان فرانسوی در رادیوی فرانس کولتور اجرا شده است و سرانجام در سال 1383این کتاب توسط انتشارات نیلوفر در تهران منتشر شده است که کتاب حاضر چاپ دوم این نمایشنامه در سال 1390 است.
«پرویز: شوهرت کجاس؟
شهناز: تومرغداری.
پرویز: با هم خوب هستین؟
شهناز: می سازیم باهم.
پرویز: چرا قبول کردی؟
شهناز: چه کار می تونستم بکنم؟
پرویز: کی باید بره خدمت؟
شهناز: دو ماه دیگه.
پرویز: سعی کن دیگه بچه دار نشی!»[2]
پی نوشت:
[1]صفحه 43 کتاب از نمایشنامه حرکت از شماست مرکوشیو
[2]صفحه 86 از نمایشنامه نامه هایی بدون تاریخ...

ماجراهای شگفت انگیز.با مقدمه شارل بودلر.ادگار آلن پو. مترجم: پرویز شهدی. انتشارات فرهنگ جاوید. چاپاول. تهران.1390. 1100 نسخه.380 صفحه.8900 تومان.
« هنوز سایه های شک و تردید همه نظریه های قطعی درباره مانیه تیسم را در بر گرفته است اما اثرات صاعقه آسای آن اکنون به طور تقریبا کلی پذیرفته شده است. آن هایی که نسبت به این اثرات تردید دارند، از آن شکاک های حرفه ای اند که از حیثیت و اعتبار چندانی برخوردار نیستند»[1]
شارل بودلر در مقدمه ای که بر آثار ادگار آلن پو نوشته است، می گوید: تاکید می کنم برای من بدیهی است که ادگار پو و میهنش هم سطح نبوده اند. ایالات متحد کشوری غول آسا و طبیعتا فرزند حسود قاره کهن است. این تازه وارد در عرصه تاریخ ، مغرور از توسعه اقتصادی غیر عادی و تقریبا اعجاب آورش ایمان ساده لوحانه ای به قدرت بی چون و چرای صنعتش دارد. امریکا مانند پاره ای افراد کوته فکری که در میان ما هستند ، یقین دارد که این صنعت ابلیس را هم مقهور خواهد کرد. زمان و پول در آنجا ارزشی بس بزرگ دارد.
وی درباره آلن پو و آثارش می نویسد: هیچ فردی تا کنون نتوانسته شرایط استثنایی طبیعت و زندگی بشر را به نحوی چنین اعجاز گونه بیان کند. پایان فصل ها سرشار از ارتعاش و شکوهی هیجان اور ، اوهام ، متقاعد کننده و مستدل همچون یک کتاب؛ پوچی و بیهودگی ای که بر هوش و ذکاوت چیره می شود یا منطقی خوفناک بر آن حکم می راند.
شارل بودلر با ترجمه کلیه آثار پو به زبان فرانسه خدمتی توصیف ناپذیر به او کرد. ترجمه، در قسمتی از نوشته ها ارزش آن ها را حتی از زبان صلی فراتر می برد.
ادگار آلن پو به سال 1813 در بالتیمور زاده شد وی را تاجری به فرزندی گرفت و از آن به بعد به نام آلن خوانده شد. وی شاعر و نویسنده امریکایی است و از پیشروان داستان های پلیسی مدرن محسوب شده و در توسعه درون مایه های سبک گوتیک و ایجاد فضاهای خیال پردازی و وحشت شهرت جهانی دارد. از این جهت وی پدر رمان های پلیسی است. « قتل در خیابان مورگ» و « راز ماری روزه » از بهترین داستان های او است.
ماجراهای شگفت انگیز گزیده ای ست از تعداد قابل توجهی داستان های کوتاه و تقریبا به همان میزان مقالات انتقادی گوناگون: شعری فلسفی و اشعاری دیگر و نیز داستانی بلند و انسانی به نام سرگذشت آرتور گوردون پیم.
آلن پو ماجراهایش را با تفسیری تازه از روح، موضوع تناسخ، و کنترل خواب آغاز می کند و کم کم فضایی هولناک می سازد. داستان "مورلا" پیرامون نظریه هویت شلینگ درباره یگانگی روح و طبیعت دور می زند. نظر قالب در دوران وی نظریه لوک است که می گوید: هویت شخص جوهر متفکری است که از عقل برخوردار است و ضمیر آگاه همواره فکر را همراهی می کند. راوی ماجرا را به این شکل پیچ می دهد که ناگهان می پرسد این هویت بعد از مرگ برای همیشه از بین می رود یا نمی رود؟ راوی که به شدت تحت تاثیر همسرش مورلا است و یک کشش جادویی به وی دارد، ناگهان این فکر شیطانی به سراغش می آید که آرزوی مرگ مورلا را در سر بپروراند. این آرزو شکلی از آزمندی و رغبت شدید به خود می گیرد. عاقبت مورلا هنگام به دنیا آوردن فرزندش می میرد اما هنگام مرگ به او یاد آور می شود که مورلا بعد از مرگ من زندگی پایان ناپذیری خواهد داشت و در عوض ایام زندگی تو مملو از غم و اندوه خواهد بود. کودک رشدی غیر طبیعی پیدا می کند و افکار و کلامش نشان از پختگی زود رس دارد. راوی تا ده سال پس از به دنیا آمدن دخترش نامی بر وی نمی گذارد اما روزی که می خواهد سرانجام نامی برای او انتخاب کند، گویی شیطان از زبان او به صدا در می آید و او را "مورلا" خطاب می کند.
ماجراهای شگفت انگیز شامل 14 داستان کوتاه از ادگار آلن پو است. این داستان ها عبارتند از: جنایت های دوگانه در کوچه مور، نامه سرقت شده، سوسک طلایی، یادداشت های روزانه درباره سفر با بالون، ماجراهای بی مانند شخصی به نام هانس پفال، دست نویس پیدا شده در یک بطری، سقوط در گرداب مالستروم، حقیقت قضیه آقای والدمار، جلوه های خواب مغناطیسی، خاطرات آقای اوگوست بدلو، مورلا، لی جیا ومتسن گرستین. همچنین مقدمه مفصل و بسیار زیبایی از شارل بودلر درباره زندگی و آثار ادگار آلن پو در ابتدای کتاب آورده شده است. در پایان کتاب گاه شمار زندگی و آثار آلن پو پیوست شده است.
« ما با قایق کوچکی از خلیجی که در انتهای جزیره قرار داشت گذشتیم و در ساحل پست و بلند مقابل پیاده شدیم. سپس به طرف شمال غربی رفتیم که از سرزمینی فوق العاده وحشی و متروک می گذشت که امکان نداشت تا به حال پای انسانی به آن جا رسیده باشد.»[2]
پی نوشت:
[1]صفحه 297 کتاب از داستان جلوه های خواب مغناطیسی
[2]صفحه 131 کتاب از داستان سوسک طلایی

حفره ای تا امریکا. آن تایلر. مترجم: کیهان بهمنی. نشر افراز.چاپاول. تهران.1390. 1100 نسخه.376 صفحه.13300 تومان.
«زن ها حالا داشتند درباره ی موضوع مهاجرت خاله عذرا حرف می زدند. این که امیدی بود بتواند گرین کارت بگیرد؟ سامی می توانست از روی صحبت های آن ها بعضی امور قانونی را حدس بزند. " علی بهم گفت من باید..." یک چیزهایی، یک چیزهایی، یک چیزهایی.»[1]
مهاجرت و امتزاج فرهنگ ها موضوع تازه قرن ما است. مردم زیادی از یک فرهنگ و زبان خاص به فرهنگ و زبان دیگری مهاجرت کرده و شاید تا پایان عمر دیگر هرگز به کشور خود بازنگردند و در فرهنگ و زبان جایی که مستقر شده اند حل شوند. اما سوال اینجا است که آیا واقعا یک فرد می تواند به تمامی زبان و فرهنگ کشور خود را به فراموشی مطلق بسپارد؟ به نظر می رسد که نه تنها هرگز چنین اتفاقی رخ نخواهد داد بلکه او با خود زبان و فرهنگی را منتقل کرده و همانطور که تاثیر می پذیرد، تاثیر می گذارد.
تقی مدرسی رمان نویس و روانپزشک ایرانی است که در سال 1338 به امریکا رفت وبعدها با خانم آن تایلر نویسنده آمریکایی ازدواج کرد. وی در سن 65 سالگی بر اثر سرطان در گذشت. رمان« حفره ای تا آمریکا» درباره همین ارتباط فرهنگ ها و زبان های مختلف است که به قلم همسر مدرسی نوشته شده است و حاوی تربیت این زن امریکایی است که با همسر ایرانی اش به دنیایی تازه پا می گذارد. این رمان به موضوع خانواده های ایرانی و مسئله حفظ فرهنگ ایرانی با وجود زندگی در غرب می پردازد و دیدگاه های خود را نیز درباره برخورد با چنین فرهنگی بیان می کند.
کیهان بهمنی که تا به حال دو رمان دیگر با نام «وقتی بزرگ بودیم» و «مرگ مورگان» این نویسنده را به ایرانیان شناسانده است. درباره این رمان می گوید: شخصیت اصلی این کتاب که خانمی پنجاه و چندساله است در نهایت به آرامشی درونی و به اصطلاح روانشناسان، تعادل روانشناختی میرسد و میتواند با حفظ فرهنگ ایرانی و علاقه به آن، در کشوری مانند آمریکا زندگی کند.اغلب آثار تایلر به محوریت خود انسان و احوال او در زندگی فردی یا خانوادگی نظر دارند و مسایل سیاسی در آثار وی جایی نیافتهاند.
آن تایلر در بیشتر آثار خود به کندوکاو و جستوجو در درون روابط خانوادگی میپردازد و با نگاهی دقیق و ریزبین خانوادههای آمریکایی را میکاود.
تایلر درباره موضوع داستان هایش می نویسد: علت علاقه من به موضوع خانواده کنجکاوی ام در این مورد است که انسان ها چطور با هم سر می کنند، چطور سازگار می شوند، خود را تطبیق می دهند، اصطکاک پیدا می کنند، تسلیم می شوند و صبح روز بعد این فرایند را مجددا از سر می گیرند. و خانواده مناسب ترین وسیله برای بررسی این مسائل است.
«حفرهای تا آمریکا» نیز رمانی است که روزمرگیهای آن چند بار خواننده را تا دلزدگی میبرد و برمیگرداند. رمان، دو شیوهی زندگی ایرانی و آمریکایی را در کنار هم مقایسه میکند و در این بین، آسیبهای مهاجرت و زندگی مهاجران را نیز بازمیگوید.
داستان در فرودگاه آغاز میشود، آنجا که دو خانوادهی آمریکایی و ایرانی در انتظار فرزندانی هستند که قرار است از کشور کُره به آنها بپیوندند. دوستی این دو خانواده از همینجا شکل میگیرد. فصل دوم، محدود به ذهن شخصیت اول داستان به نام «مریم» است، زنی که در روزگار جوانی از ایران به آمریکا مهاجرت کرده و هرگز موفق نشده خود را از حصار مهاجر بودن آزاد کند. مریم میان دو جهان گیر کرده، نه در ایران ایرانی است و نه در آمریکا آمریکایی؛ طوری که حتی با فرزند زادهشده در آمریکایش نیز احساس بیگانگی میکند.
تایلر درباره موضوع داستان هایش می نویسد: علت علاقه من به موضوع خانواده کنجکاوی ام در این مورد است که انسان ها چطور با هم سر می کنند، چطور سازگار می شوند، خود را تطبیق می دهند، اصطکاک پیدا می کنند، تسلیم می شوند و صبح روز بعد این فرایند را مجددا از سر می گیرند. و خانواده مناسب ترین وسیله برای بررسی این مسائل است.
«درست همین هفته ی پیش بود که مریم یک بچه گربه ی بی صاحب پیدا کرده بود و با خود به خانه آورده بود. بعد هم به خاطر رنگ خاکستری اش اسم فارسی "موش" را برایش انتخاب کرده بود. »[2]
پی نوشت:
[1]صفحه 129 کتاب
[2]صفحه 181 کتاب