کتابان

مروری بر کتاب های منتشر شده سال

کتابان

مروری بر کتاب های منتشر شده سال

عروس بید

عروس بید

«- دخترم بیامده زنت بشود.عروس بید مجموعه داستانی از یوسف علیخانی است شامل یازده داستان کوتاه درباره باورهای خرافی و اعتقادات عرفی مردمان روستای میلک که فضاهایی جادویی و غریب آفریده است. 


عروس بید

عروس بید.یوسف علیخانی.نشرآموت.چاپ چهارم. تهران1390.2200نسخه.192صفحه.4000تومان.

صدای سگی آمد از یک جای آبادی. دختر خندید و مهربان من را برد توی چشم هایش.

– دخترم خیلی ساله بخواهه از اسیر برود. ببرش و زنش بکن. نگاهی به دور و برم کردم. این وقت صبح هیچ کسی از اسری ها را ندیده بودم بیرون باشند، هوا به شب می مانست.

– از من گذشته همراهی شما، اما دخترم زن خوبی بشود.

صدای سگ ها به وضوح شنیده می شد.» [1]

عروس بید سومین مجموعه داستان یوسف علی خانی است که بر اساس باورها و اعتقادات روستای کوچک میلک در نزدیکی شهر قزوین نوشته شده است. علیخانی که خود در میلک به دنیا آمده است به خوبی با قصه های فولکوریک و سنت ها و باورهای میلکی ها آشنا است و آنها را دستمایه قصه های این مجموعه قرار داده است.

هر کدام از این داستان ها درباره یکی از میلکی ها است. میلکی ها برخی چیزها را نحس می دانند و برخی مکان ها مقدس و جاویی می پندارند و به همین دلیل آبشخور مناسبی برای پرداختن قصه هایی جادویی هستند.

روستای کوچک میلک که در این داستان ها تصویر می شود به نظر روستایی پرت افتاده می ماند که بسیاری از مردمان آن به شهر ها کوچ کرده اند و جز پیرزنان و پیرمردانی در آن زندگی میکنند و آنها نیز به خرافات و باورهای جادویی خود زنده هستند.

خرافات مشخصه اصلی این مجموعه داستان است که باعث خلق فضاهایی غریب و گاه خوفناک شده است. هرچند نویسنده تلاش کرده با توسل به باورهای خرافی این منطقه داستان های ماورایی خلق کند اما اغلب داستان های این مجموعه جزو داستان های رئالیسم جادویی به شمار نمی آیند زیرا بر زندگی طبیعی ساکنانش هیچ تاثیری ندارد و هر قصه به ثبیت خرافاتی که در این منطقه مرسوم است کمک می کند. داستان عروس بید درابه خرافه ای است که می گوید اگر زنی سه بار شوهر کند و هر سه بار شوهرش بمیرد دیگر کسی با او ازدواج نخواهد کرد و باید با درخت بیدی ازدواج کند سر سال اگر درخت بید سبز ماند نحسی از او دور شده است.

داستان های این مجموعه نیز مثل دو مجموعه دیگر نویسنده به نام" قدم به خیر مادربزرگ بود" و "اژدهاکشان" درباره اعتقادات دینی، عرفی، خرافی و باورهای مردم میلک است و از این جهت می توان گفت با "عروس بید" این داستان ها سه گاه نه ای را شکل می دهند. هر چند در داستان های قبلی موضوع بر سر جن و پری است و در این مجموعه  اساس خرافات و باورهای عرفی منطقه میلک است. زبان داستان بر اساس گویش میلکی است واژه های این منطقه بسیار به کار برده شده است. برخی معتقدند همین واژه ها کار خواندن داستان های علیخانی را دشوار کرده ولی زبان داستان ها چندان دشوار نمی نماید که قابل خواندن و درک کردن نباشد.

جا به جایی زبان و روایت های موازی و ایجاد فضایی گنگ و غریب تکنیک هایی است که علیخانی در داستان هایش به کار گرفته است.  

داستان های این مجموعه نیز مثل دو مجموعه دیگر نویسنده به نام" قدم به خیر مادربزرگ بود" و "اژدهاکشان" درباره اعتقادات دینی، عرفی، خرافی و باورهای مردم میلک است و از این جهت می توان گفت با "عروس بید" این داستان ها سه گاه نه ای را شکل می دهند.

مجموعه داستان عروس بید شامل یازده داستان کوتاه است که عبارتند از: پناه بر خدا، آقای غار، هراسانه، پنجه، رتیل، جان قربان، عروس بید، مرده گیر، بیل سر آقا و پیر بی بی.

در پایان این مجموعه در بخشِ نگاهی به داستان های عروس بید، نظر برخی از نویسندگان درباره مجموعه داستان عروس بید آورده شده است. برای نمونه محمد علی علومی نویسنده رمان سوگ مغان درباره مجموعه داستان عروس بید می نویسد: علیخانی راه شاملو را در آفریدن کلمه ادامه داده و توانسته کلمات و ترکیبات ماندگاری را در این سه اثر خلق کند. عیلخانی به خاطر فضا سازی قوی و پرداخت های قدرتمندش قدم مهمی را در ادبیات داستانی ما برداشته است. او حتی در آفریدن فضاهای گوتیک و وحشت از غلامحسین ساعدی هم جلو افتاده است.( جلسه نقد کتاب در دانشگاه فردوسی مشهد)

یوسف علی خانی پیش از این مجموعه داستان« قدم به خیر مادر بزرگ بود» و « اژدهاکشان» را نوشته و خود نیز مدیر نشر آموت است. این سومین مجموعه ای است که درباره داستان های میلک توسط نویسنده کتاب نوشته شده است. این مجموعه همچنین  برنده دهمین دوره جایزه کتاب سال حبیب غنی پور و نامزد دریافت دوازدهمین دوره جایزه کتاب فصل هم بوده است.

« رتیلش به حرکت درآمده بود. از تیر چوبی سقف تاب برداشت که تویش خالی شده و کندوی زنبورها از آن مثل مشکی باددار آویزان بود. شکمش را جمع و بسته کرد و تار تنید تا روی میخ طویله ای که نوی کاهگل دیوار بود. طنابی آبی از میخ طویله رفته بود تا نزدیک تندورستان خالی. تار کشیده شد و رسید به سکوی سیمانی کنار در فیروزه ای. دو لنگه در باز شد. رتیل تند کرد و رفت زیر گونی پاره ای که زیرش دمپایی و گالشی بود.» [2]

 

پی نوشت:

[1]پشت جلد کتاب از داستان عروس بید

[2]صفحه 99 کتاب از داستان رتیل

زندگی شهری

زندگی شهری



زندگی شهری مجموعه داستانی است از دونالد بارتلمی که به شیوه پسامدرنیستی نوشته شده است. وی یکی از پر اعتبار ترین نویسنده پسامدرن امریکا است و زندگی شهری یکی از غریب ترین و چالش بر انگیز ترین داستان کوتاه های وی است.

زندگی شهری

زندگی شهری. دونالد بارتلمی. مترجم: شیوا مقانلو.نشربازتاب نگار.چاپ دوم. تهران.1386.1100نسخه.136صفحه.1800تومان.

«متوجه شدیم که علایق شان به سرعت فروکش می کند. مثلا با این که کاملا صنعتی شده اند، اما به ظاهر علاقه یی به پیشرفت در صنعت ندارند. کارخانه ی فولاد سازی شان بعد از این که به مرحله ی تولید شمش فولادی رسید، تعطیل شد. قدرت مفهوم سازی را دارند اما نمی توانند تا آخر ادامه دهند. مثلا هفته شان هفت روز است. دوشنبه، دوشنبه، دوشنبه، دوشنبه، دوشنبه، دوشنبه و دوشنبه. »[1]

مجموعه داستان زندگی شهری شامل 14 داستان مجزا از هم است که هر کدام به خلق فضاهایی بدیع و تازه می پردازد. در هر داستان با نوع بیان و شیوه تازه ای رو به رو می شویم که مجموعا شیوه متفاوتی از پسامدرنیسم ادبی را می سازد.

در همه داستان ها زندگی شهری، روابط سرد انسان ها، مدرنیته و وضعیت هنرمند در این دنیای آشفته با طنزی تلخ به نقد کشیده می شود.

مقانلو درباره داستان های این مجموعه می گوید: " بارتلمی از زندگی در شهر، سریالهای تلویزیونی، مارک لباسها، غذاها و نوشیدنیهای زمان خودش و ... می نویسد: اما به وسیله‌ی اینها نقد کوبنده‌ای بر سیستم اجتماعی و نحوه زندگی مردمش وارد میکند، ترس‌ها و حقارت‌ها را نشان میدهد، یا با سیاستهای جنگ‌طلبانه‌ی آمریکا مخالفت میکند. "

فضای بعضی از داستان ها دور و قدیمی است ('صحنه هایی از گریه پدرم'، 'کورتز' و 'مونته زوما') و بعضی نزدیک و معاصر ('زندگی شهری'، 'ربه کا') برخی کاملا رئالیستی و عینی است (خنگ) و بعضی بسیار ذهنی و فانتزی (ضایعه مغزی، کوه بلورین) گاه داستان تمثیلی است (در باب فرشتگان ، مجلس رقص پلیس ها) و گاه ترکیبی از یک واقعیت موجود و عینی با یک استعاره ذهنی (پاراگوئه). برای مثال داستان 'زندگی شهری'، روایت ورود دو دختر دانشجوی شهرستانی به شهری بزرگ و خو گرفتن آنها به محیط جدید است که به صورت هجده قطعه مجزا و متوالی نشان داده شده است. در این قطعات، روابط احساسی، دوستی ها و دشمنی ها، مشکلات درسی، فضای سیاست زده دانشگاهی، تب های هنری، تناقضات اجتماعی جامعه به تصویر کشیده شده است. نویسنده در هر یک از این مسائل تنها برش هایی کوتاه از مقاطع زمانی مختلف را انتخاب کرده و توصیفی از این وضعیت ها به دست داده است.  

در همه داستان ها زندگی شهری، روابط سرد انسان ها، مدرنیته و وضعیت هنرمند در این دنیای آشفته با طنزی تلخ به نقد کشیده می شود.

دونالد بارتلمی در سال 1931 در فیلادلیفاایالت پنسیلوانیابه دنیا آمد و بعد به هوستون ایالت تگزاس کوچ کرد و پس از دو سال اقامت و حضور در ارتش آمریکا به نیویورک رفت تا در اوایل دهه ی1960 به نویسنده ای مشهور بدل شود.

پدر او معمار مدرن بود که برای شرکت مایس و همکاران کار می کرد. مطابق انتظار در چنین خانواده ای کتاب خانه ای بود که پر از کتاب بود و این امر دونالد را در 10 سالگی بر آن داشت که نویسنده شود. وقتی نوشتن را آغاز کرد بلافاصله استفاده از کلماتی را که توسط نویسندگان شهیری چون تی اس الیوت و جیمز جویس به کار می رفت، آموخت.

در اوایل دهه 1950 دوران دانشگاه را به پایان برد و به عنوان سردبیر روزنامه دانشگاه که کوگار نام داشت مطرح شد. پس از آن به نگارش مقالات فرهنگی و هنری در روزنامه هوستون پست پرداخت.

تحصیلات وی وقتی عازم جنگ شد دچار وقفه گشت اما زمانی که وارد کره شد جنگ به اتمام رسیده بود و از این رو به هوستون بازگشت. آن جا بود که با موریس ناتانسون استاد فلسفه که در زمان غیبت بارتلمی وارد دانشگاه شده بود، آشنا شد. موریس دوست سراسر عمر وی بود.

سال 1962 به نیویورک رفت و سال پس از آن داستان «دور آخر» را در نشریه نیویورک منتشر ساخت و از آن به بعد به شغل مورد علاقه خود ادامه داد. او دوبار ازدواج کرد و جدا شد و صاحب یک دختر شد. بسیاری از منتقدین به ازدواج و طلاق و مشکلات خانوادگی او بیش از دیگر زوایای زندگی اش توجه دارند.

حاصل تلاش مداوم او چهار داستان به نام «سفید برفی»، «پدر مرده»، «بهشت»، «شاه» و صدها داستان کوتاه بود که در مجموعه ای به نام شصت داستان و چهل داستان گردآوری شد.

در مقدمه کوتاهی که ابتدای کتاب توسط مترجم نوشته شده است آمده ، بعضی مشخصه سبک او را سردی و بی روحی عیانی می دانند که باعث می شود شخصیت ها ی داستان، هم چون گردشگرانی بی خیال، به وجهی تصادفی به جهان پر ازدحام امور مطلق وارد شوند و از ایجاد ارتباطی گرم با آن در بمانند. بعضی منتقدان نیز سه دلمشغولی اصلی بارتلمی را پرداختن به بیهودگی کارکردن در جامعه پسا صنعتی، سردرگمی احساسی هنگام جدایی و طلاق، و ناتوانی ذهنی/ جسمی هنرمند می دانند.

صحنه هایی از گریه ی پدرم، پاراگوئه، در موزه تولستوی، مجلس رقص پلیس ها، کوه بلورین، دوست شبح اپرا، درباب فرشتگان، ضایعه ی مغزی، زندگی شهری، بازی، ربه کا، خنگ، کورتز و مونته زوما و مرگ ادوراد لیر داستان های این مجموعه است.

شیوا مقانلو برای اولین بار آثار بارتلمی را به فارسی بر گرداند و تاکنون بیش از شصت داستان کوتاه وی توسط مترجم این کتاب ترجمه و منتشر شده است.

« بله، امکانش هست که کسی که گریان آن جا وسط تخت نشسته پدر من نباشد. ممکن است کس دیگری باشد. پستچی، شاگرد بقالی، مامور بیمه یا مالیات. کسی چه می داند. با این همه باید بگویم شبیه پدرم است. شباهتش هم خیلی زیاد است. تمام مدتی که گریه می کند لبخند نمی زند، سگرمه هایش را در هم می کشد.» [2]

 

پی نوشت:

[1]صفحه 64 کتاب از داستان زندگی شهری

[2]صفحه 11 کتاب از داستان صحنه هایی از گریه پدرم

عشق ماندگار

عشق ماندگار



«غزل شیرین عشق» رمانی است که زندگی پرفراز و نشیب «شیرین» را در 408 صفحه روایت می‌کند.


غزل شیرین عشق

غزل شیرین عشق.لیلا عباسعلی زاده.نشرآموت.چاپ اول. تهران.1390.1650نسخه.408صفحه.10000تومان.

«گاهی آدم با این که می داند کاری که می کند اشتباه است ولی باز آن را انجام می دهد. خوب من هم همین کار را می کنم و ماجرای دیدار محمد را به محبوبه می گویم. محسن خانه نیست. سامان هم رفته است استخر، غزل هم توی اتاق سارا است و با هم سرگرمند. من و محبوبه توی آشپزخانه نشسته ایم و به قول معروف داریم درد دل می کنیم. محبوبه طبق معمول از جاری ها و خانواده ی شوهرش می نالد و بعد از خانواده ی آرش می پرسد اما بر خلاف انتظارش من چیز زیادی از آن ها ندارم که بگویم. »[1]

«غزل شیرین عشق» رمانی است که زندگی پرفراز و نشیب «شیرین» را در 408 صفحه روایت می‌کند. شیرین پس از مرگ همسرش، آرش، با دختر کوچکش، غزل، در تهران زندگی می کند تا بتواند دور از نگرانی‌ها و دخالت‌های خانواده خودش و آرش، زندگی آرامی را سپری کند. دخترش غزل در کلاس نقاشی فرهنگسرا با مردی به نام محمد آشنا می‌شود و به اصرار، از مادرش می خواهد او نیز محمد را ببیند. شیرین با دیدن محمد، دهانش از حیرت باز می ماند. او نمی‌تواند باور کند که بازی عجیب روزگار دوباره محمد را سر راه او قرار داده است.

این دیدار عجیب دوباره شیرین و محمد را به سال‌ها قبل برمی‌گرداند؛ سال‌هایی که محمد در اوج اصرار برای ازدواج با شیرین، به‌طور ناگهانی او را در بی خبری رها کرده و برای همیشه از زندگی شیرین رفته‌ است. محمد در این سال‌ها ازدواج نکرده است. ماجراهایی پیش می‌آید که آن دو را به هم نزدیک می کند و غزل در این میانه سهم بیشتری دارد.

غزل شیرین عشق، مملو از صحنه های تکراری و توصیفات بی موردی است که تنها به زیاد شدن صفحه های کتاب کمک می کند تا جلوتر رفتن داستان و ایجاد گره ها و تعلیقات داستانی. درازه گویی یکی از مشخصه های داستان هایی است که به نام ساده نویسی و رمان عامه پسند به بازار کتاب سرازیر می شود. این نوع رمان ها به بهانه ارتباط با مخاطبی که فرض بر ناآگاهی آنها از همه چیز شده، تنها به پرداختن روزمرگی های بی جا و بی مورد پرداخته و یک خط طرح و روایت تکراری و ساده را در 408 صفحه گسترش می دهند.  

غزل شیرین عشق، مملو از صحنه های تکراری و توصیفات بی موردی است که تنها به زیاد شدن صفحه های کتاب کمک می کند تا جلوتر رفتن داستان و ایجاد گره ها و تعلیقات داستانی. درازه گویی یکی از مشخصه های داستان هایی است که به نام ساده نویسی و رمان عامه پسند به بازار کتاب سرازیر می شود.

پرداختن شخصیتی عاشق پیشه که در عشقش تا آخر عمر ثابت قدم می ماند و از هر گونه بدی به دور است، خصوصیتی است که نویسنده به شخصیت  اول قصه اش یعنی محمد داده است. خصلت هایی که می تواند مخاطب اثر را افزایش دهد و طرفدارهای زیادی برای خود دست و پا کند.

رمان های عامه پسند اگر یک چیز داشتند، آن، حوادث تلخ و شیرنی بود که برای شخصیت های داستان دست اندازهای فراوان و برای خواننده هیجان های احساسی سرشاری ایجاد می کرد که متاسفانه رمان های عامه پسند امروزی از این خصوصیت تهی هستند. صفحه ها و سطرها از پی هم می گذرد و هنوز داستان به دست مایه ای تازه و چشم اندازی جدید نرسیده است و هنوز دارد چیزی را می گوید که در سطرهای اولیه فهمانده و باز به تشریح همان می پردازد.

رمان «غزل شیرین عشق» با این حال یکی از سه رمان برگزیده جایزه «رمان اول ماندگار» معرفی شده است. این جایزه هرساله به‌وسیله مجله اینترنتی «ماندگار» به سردبیری «بهنام ناصح» به رمان‌های اول نویسندگان اهدا می شود.

« سرم را پایین می اندازم و چیزی نمی گویم. معصومه خانم می گوید: این ها را نمی گویم که خدای نکرده احساس گناه کنی و شرمنده شوی. من می دانم تو هم مقصر نبوده ای و فقط طبق خواست خانواده ات رفتار کردی. من تو را سرزنش نمی کنم. می دانم که تو هم تلاشت را کردی ولی خب... قسمت این بود دیگر. محمد می گفت بعد از شیرین دیگر نمی خواهد به هیچ دختری فکر کند. خیلی نصیحتش می کردیم. می گفتیم تو ازدواج کرده ای و زندگی خودت را داری و او هم باید به زندگی خودش برسد اما محمد می گفت: ...» [2]

 

پی نوشت:

[1]صفحه 230 کتاب

[2]پشت جلد کتاب از متن داستان

هنرمندی از جهان شناور

هنرمندی از جهان شناور



کازوئوایشی‌گورو دررمان هنرمندی از جهان شناور، ژاپن بعد از جنگ را کشوری با ارزش‌های در حال تغییر توصیف می‌کند.

هنرمندی از جهان شناور

هنرمندی از جهان شناور.نویسنده. کازوئو ایشیگورو.مترجم: یاسین محمدی. نشرافراز.چاپ اول. تهران.1391. 1100نسخه.272 صفحه.8800 تومان.

یاسین محمدی یکی از ویراستاران خوبی است که سال ها در این زمینه فعالیت کرده است. وی با ترجمه کتاب هنرمندی از جهان شناور وارد عرصه دیگری از فعالیت خود شد و نشان داد در حوزه ترجمه نیز از توانمندی های درخشانی برخوردار است.

اصطلاح جهان شناور در زبان ژاپنی معادل اوکی یو است که در زبان ژاپنی اشاره دارد به " این دنیا" ،"سپنج سرای فانی" و " جهان گذران" . همچنین سبکی از نقاشی سنتی در ژاپن است که در آن از باسمه چوبی برای چاپ استفاده می شود. از این رو به معنای باسمه کار نیز است. به طور عام نام جنبشی در مردم نگاری ژاپنی است که در آن تصاویری از گیشاها، بازیگران معروف، صحنه های سیرک، شعبده بازی مردم کوچه و بازار آن روزگار ژاپن به صورت باسمه های چاپی کشیده می شد.

هر دو عنوان بالا لقبی است که نویسنده به قهرمان / راوی داستانش می دهد که با دید محدود هنری اش تغییرات دراماتیک جهان پیرامونش را به نظاره و مرور نشسته است.

در ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم و در میانه گذار پر هیاهوی این کشور از دوران پیش از جنگ به دوران پس از آن و البته در گذار خاموش از سنت به مدرنیته است. این رمان بلند همچون بسیاری از کتاب های ایشی گورو به حسرت هایی در گذشته از دست رفته و دنیای محدود انسان ها می پردازد.

 در داستان های سه کتاب اول ایشی گورو «منظره پریده رنگ تپه ها»، «هنرمندی در دنیای شناور» و «بازمانده روز» همین نگرانی ها را در شخصیت اول داستان می شود دید. شخصیت هایی که مدام گذشته را جست وجو می کنند تا بفهمند چه اتفاق هایی افتاده است یا چه فاجعه بزرگ دیگری در انتظارشان است. این سه رمان همه در زمان پس از جنگ جهانی دوم رخ می دهد، زمانی که از ژاپن تنها ویرانه یی برجا مانده بود. کازوئو ایشی گورو، نویسنده ژاپنی که از کودکی در انگلستان زیسته است و از پنج سالگی ژاپن را به همراه والدینش ترک کرده هنوز بیشتر داستان هایش را در فضای ژاپن می نویسد. شیوه روایت رمان سیال است. زمان معنای دقیقی در روایت ها ندارد و به گونه یی شناور است. راوی از سال ها پیش روایت می کند و بعد آن روایت را در زمان حال قضاوت می کند. رمان بین ذهن هنرمند راوی داستان و آنچه در واقعیت در جهان بیرون جریان دارد، معلق و شناور است.

وقایع داستان در دوران بعد از جنگ جهانی دوم اتفاق می‌افتند و راوی آن فردی است به نام ماسوجی اونو، نقاشی پابه‌ سن گذاشته که به گذشته خود می‌اندیشد. او پیش از جنگ چهره‌ای شناخته شده بود اما تحولات کشورش سبب تغییر نگرش افراد نسبت به آثار او شده است.

ایشی‌گورو در این رمان، ژاپن بعد از جنگ را کشوری با ارزش‌های در حال تغییر توصیف می‌کند. دراین دوران جنگ به پایان رسیده، ژاپن توسط آمریکایی‌ها اشغال شده و نگرش‌ها تغییرکرده‌اند. داستان از نگاه مردی روایت می‌شود که در کنار دغدغه‌های خاص هنری خود، مسوولیت‌ها و نقش‌های دیگری هم در زندگی دارد.

محور اصلی داستان تلاش اونو برای پذیرفتن مسوولیت کارهایی است که در گذشته انجام داده و نویسنده در سراسر رمان مخاطب را با این سوال روبه‌رو می‌کند که نقش انسان در محیطی که هر لحظه در حال تغییر است چه می‌تواند باشد. ایشی‌گورو در این رمان، ژاپن بعد از جنگ را کشوری با ارزش‌های در حال تغییر توصیف می‌کند. دراین دوران جنگ به پایان رسیده، ژاپن توسط آمریکایی‌ها اشغال شده و نگرش‌ها تغییرکرده‌اند. داستان از نگاه مردی روایت می‌شود که در کنار دغدغه‌های خاص هنری خود، مسوولیت‌ها و نقش‌های دیگری هم در زندگی دارد و نویسنده در این رمان بر آن‌ها هم تمرکز می‌کند؛ او پدر، پدربزرگ و مردی است که از همسر خود جدا شده و تمام این‌ها به دستمایه ایشی‌گورو برای روایت داستان تبدیل می‌شوند. راوی داستان در برخی بخش‌ها غیرقابل اعتماد به نظر می‌رسد و آن‌چه با قطعیت بیان می‌کند ذهنیات خودش است. این رمان تصویری است که اونو از خود در ذهن دارد و این تصویر در برابر عکس‌العمل‌های اطرافیانش قرار می‌گیرد.

ایشی‌گورو در سال 1954 میلادی در ناگازاکی ژاپن به دنیا آمد اما در سن 6 سالگی از این کشور مهاجرت کردند. «هنرمندی از جهان شناور» در سال 1986 برنده جایزه ادبی «وایت برد» شد و سه سال بعد اثری دیگر از او با نام «بازمانده روز» برنده جایزه ادبی بوکر شد.

حوادث برخی از رمان‌های ایشی‌گورو از جمله «هرگز رهایم مکن» در گذشته شکل می‌گیرند و برخی دیگر از آثارش از جمله «هنرمندی از جهان شناور» و «تسلی‌ناپذیر» در شهرهایی بی‌نام روی می‌دهند.«منظر پریده‌رنگ تپه‌ها»، «شبانه‌ها» و «وقتی یتیم بودیم» از جمله آثاری‌اند که از این نویسنده در ایران ترجمه و منتشر شده است. «درطول این سالها نکات زیادی آموخته ام. از تفکر درباره جهان عیش و تشخیص زیبایی شکننده آن بسیار آموخته ام. اما حالا احساس می کنم وقتش رسیده که به مسائل دیگر بپردازم. سنسه، عقیده من این است که در زمانه دشواری مثل این هنرمندان باید بیاموزند برای چیزهای ملموس تری ارزش قائل شوند نه آن چیزهای لذت بخشی که با نور صبحگاهی ناپدید می شوند. لازم نیست همیشه هنرمندان جهانی منحط و بسته را آشغال کنند. ضمیر من سنسه، به من می گوید که نمی توانم برای ابد هنرمندی از جهان شناور باقی بمانم.»[2]

پی نوشت:

 [1] صفحه 148 کتاب

[2] پشت جلد کتاب

« آپارتمان کوچک بود و مثل خیلی از این موارد مدرن راهرو ورودی نداشت. طوری که تاتامی فاصله اندکی با در داشت و با ارتفاع کمی از سطح ورودی جدا می شد. آنجا شکل آراسته ای به خود گرفته بود و تعداد ی نقاشی و آویز دیوارها را زینت داده بودند. آفتاب زیادی از پنجره های بزرگ به درون آپارتمان راه پیدا می کرد که می توانتستم ببینم پنجره ها به بالکن باریکی باز می شود. سرو صدای بلدوزر را می شد از بیرون شنید.»[1]

کودک من

کودک من


«اتاق» داستان هول انگیز مادر و کودکی است که سال ها در یک اتاق در بسته محبوس مانده اند . کودکی که در این اتاق به دنیا می آید هیچ تصوری از دنیای بیرون ندارد. این رمان بر اساس یک رخداد واقعی نوشته شده است.
اتاق

اتاق. اما دون اهو.مترجم: علی قانع. نشرآموت.چاپ اول. تهران.1390. 1650نسخه.360 صفحه.7500 تومان.

« بعضی شب ها از لای تخته ها نیک پیر را می بینم ولی نه یه طور کامل و از نزدیک. توی موهایش مقداری سفید دارد و کوتاه تر از گوش هایش است. ممکن است چشم هایش مرا تبدیل به سنگ کند. زامبی ها بچه ها را گاز می گیرند تا جانشان در بیاید، خونشان را مک می زنند، هیولاها بچه ها را از پا آویزان می کنند، خفه می کنند. ولی جک با مرغ طلا فرار می کند و درخت لوبیا را از ریشه قطع می کند.»[1]

اتاق داستان مادر و کودکی است که سال ها در یک اتاق کوچک زندانی شده‌اند. مادر پیش از محبوس شدن تجربه جامعه واقعی را دارد اما  کودک پنج‌ساله وی تمام دوران زندگی خویش را در همین اتاق گذرانده است و هیچ تجربه مستقیمی از جهان واقعی ندارد.

 داستان در دو بخش اصلی روایت می‌شود. اول دوران اسارت در اتاق و بعد دوران آزادی و رهایی از اتاق.

داستان را «جک» کودک پنج ساله روایت می کند و مخاطب با شنیدن صدای او با ماجرا درگیر می‌شود. جک با ذهن کودکانه خود که هرگز تجربه ای از شرایط بیرونی و اجتماعی ندارد روایت را پیش می برد. برای جک که تصوری از جهان ترسناک بیرون ندارد دنیا معنی دیگری می یابد. به همین سبب روایت او روایت ذهنی، ساده و کودکانه است و آنچه از ترس ها و توهماتش می گوید نیز بیشتر بر اساس ذهنیات کودکانه اش است.

اتاق با الهام از خبری نوشته شده است که چندی پیش دنیا را تکان داد. خبری که به پرونده فریتزل شهرت یافت. در این پرونده خبری الیزابت فریتزل یک زن 42 ساله که در سال 2008 به پلیس اتریش گفت که مدت 24 سال در زیرزمین خانه پدری‌اش و توسط پدرش حبس شده است!

ماجرای هولناک موسوم به پرونده فریتزل اتریشی در سال 2008 میلادی مردم جهان را تکان داد. پیرمردی که دختر خود الیزابت فریتزل را برای بیست و چهار سال در یک اتاق حبس  و بارها به او تجاوز کرد!  این دختر طی این مدت هفت فرزند به دنیا آورد، که بیشتر آن‌ها به دلیل نبود امکانات مناسب زندگی درگذشتند. این رویداد تلخ و باورنکردنی انعکاسی وسیع در رسانه‌های گروهی جهان داشت و موجی از نفرت و تأسف را در مردم ایجاد کرد.

نویسنده کتاب اظهار می کند از این واقعه فقط تاثیر گرفته و پرداخت ماجرا و جزییات آن ساخته پرداخته ذهن خودش بوده است. محدودیت،حبس و دوری از جامعه مفاهیمی است که در این رمان به آن پرداخته می شود. اتاق گویی رحمی است که جک خود را با آن یکی می انگارد و هنگامی که می خواهد از آن بیرون بیاید دنیای بیرون برایش هول آور و ترسناک می شود. دنیایی که باید خیلی پیش از این آن را تجربه می کرد و تنها با محبوس شدن درون آن اتاق به آن خو گرفته است.  

اتاق با الهام از خبری نوشته شده است که چندی پیش دنیا را تکان داد. خبری که به پرونده فریتزل شهرت یافت. در این پرونده خبری الیزابت فریتزل یک زن 42 ساله که در سال 2008 به پلیس اتریش گفت که مدت 24 سال در زیرزمین خانه پدری‌اش و توسط پدرش حبس شده است!

اما دون اهو نویسنده 42 ساله با تابعیت دوگانه ایرلندی ـ کانادایی است. او از دانشگاه کمبریج، مدرک دکترای زبان انگلیسی دارد. رمان معروف این نویسنده به نام «اتاق» در سال 2010 نامزد مرحله نهایی جایزه بوکر شد که البته رقابت را به رمانی از هووارد جاکوبسن واگذار کرد. این کتاب همچنین نامزد جایزه معتبر اورنج در سال 2011، نویسنده برتر رمان ایرلند و برنده جایزه ادبیات معاصر کشورهای مشترک المنافع شد.

« از لایه توری فلزی آنطرف را نگاه می کنم. شبیه همان توری فلزی است که بین دیوارها و زیر زمین اتاق بود و مامان نتوانست ازش عبور کند. ولی ما بیرون آمدیم. من نجاتش دادم. فقط حالا نمی خواهد بیشتر زنده بماند. یک دختر بزرگ از یک تاب آویزان است. دو تا پسر روی وسیله ای که اسمش یادم نیست بالا و پایین می شوند و می خندند. دندانهایم را می شمارم . بیست تا است.»[2]

 

پی نوشت:

[1] صفحه 34 کتاب

[2] صفحه 289 کتاب

تالار پذیرایی پایتخت

تالار پذیرایی پایتخت



تالار پذیرایی پایتخت به وقایع انقلاب سفید و تقسیم اراضی می پردازد. انقلابی که باعث شد بسیاری از روستاییان که بعد از تقسیم اراضی صاحب زمین های کوچکی شدند روستایشان را ترک کرده و به پایتخت کوچ کنند و درگیر مصیبت های بزرگتری شوند.  

تالار پذیرایی پایتخت

تالار پذیرایی پایتخت. محمد علی گودینی. انتشارات سوره مهر.چاپ اول. تهران.1390. 2500نسخه.296 صفحه.4800 تومان.

« با شنیدن کلمه سربازی رنگ صورتم دگرگون شد. افتادم به یاد سربازهای آبادی که روزهای اول پاییز امنیه ها می امدند خانه کدخدا نیاز برای سرباز خبر کردن. با توپ پر، اسم مشمول ها را می دادند و جواب فوری هممی خواستند.»[1]

در سال 1340 رضا شاه در پی طرحی که از طرف کشور امریکا پیشنهاد و حمایت می شد تصمیم به تقسیم اراضی کشاورزان کرد.زمین هایی که از اربابان گرفته می شد و بین روستاییان کشاورز تقسیم می شد. این طرح به انقلاب سفید معروف است. انقلابی که قرار بود برای جلوگیری از گسترش و رشد نظام کمونیستی و جامعه سوسیالیستی کشاورزان را از قید اربابانشان بیرون کشیده و به استقلال مالی برسانند. اما این طرح نتایج مثبت و منفی داشت و در ابتدا نیز با مخالفت علمانی دین از جمله آیت الله بروجردی رو به رو شد. روستاییان که در ابتدا شیرنی مالک شدن به دهانشان مزه کرده بود اما به مرور در گیری ها آغاز شده و نتوانستند با هم کنار بیایند. از طرفی آوازه مدرنیته و کارخانه هایی که کم کم داشت رشد می کرد باعث شد روستاییان زمین های کوچک خود را به قیمت پایینی به همان اربابان فروخته با پول اندکی که در دست داشتند راهی پایتخت شوند.

از آنجایی که محمد علی گودینی خود متولد 1335 است دوران کودکی و نوجوانی اش در میانه بحران ها و مسائل طرح انقلاب سفید بوده و خود شاهد مستقیم اتفاقات آن روزگار است که توصیف وقایع را در این رمان زنده تر و ملموس تر نشان می دهد. نویسنده در گوشه گوشه رمان، هرجا لازم بوده، نقبی هم به اوضاع انقلاب و تحرکات امام خمینی (ره) و مواضعش زده است. منظور از تالار پذیرایی پایتخت مصیبت هایی است که روستاییان با ورودشان به پایتخت رویایی خود تجربه می کنند.

از آنجایی که محمد علی گودینی خود متولد 1335 است دوران کودکی و نوجوانی اش در میانه بحران ها و مسائل طرح انقلاب سفید بوده و خود شاهد مستقیم اتفاقات آن روزگار است که توصیف وقایع را در این رمان زنده تر و ملموس تر نشان می دهد.

در عین حال به تالاری پذیرایی اشاره دارد به نام پایتخت که قرار است عروسی برات علی در آن انجام شود. با اتفاقاتی که شب عروسی رخ می دهد غلام علی می گوید: « عجب پایتختی! عجب تالار پذیرایی پایتختی! ... کاش هرگز به پایتخت مملکت نیامده بودیم.»

این تمام نتیجه گیری داستان است که از زبان غلام علی می شنویم. 

 تالار پذیرایی پایتخت  در جشنواره داستان انقلاب به عنوان رمانی با موضوع انقلاب قابل تقدیر شناخته شد. گرچه موضوع اصلی آن انقلاب اسلامی نیست. همچنین در جایزه جلال آل احمد از آن تقدیر شده است. این رمان که به سبک رئالیسم نوشته شده است به شرح جزییات بسیار می پردازد. زبان گفتگو ها زبانی بومی و با لهجه است که بسیاری از لغات و اصطلاحات بومی در آن استفاده شده  است. لغات و اصطلاحات بومی به کار برده شده در پاورقی هر صفحه توضیح داده شده که به خواننده غیر آشنا کمک می کند درگیر لغت نشده و مفهوم را دریافت کند.

این رمان جلد اول از یک سه گانه است. گودینی به تازگی نگارش جلد دوم این سه گانه را با نام «زنی با کفش های مردانه» به پایان رسانده است. این رمان به وقایع انقلاب و تشکیل گروهک های چریکی قبل از انقلاب می پردازد.

«با همه این ها می دانستم به خودم دروغ می گویم و بدجوری پایبند پایتخت مملکت شده ام. چون هنوز بعد از گذشت چند روز گاهی نیم رخ کتی می آمد جلو نظرم. کار از نحوست هم گذشته بود. حتم داشتم خانه ما در آن مدت بی صاحب ماندن توی آبادی حالا خرابه شده است. بامش آواز شده و رمبیده روی دیوارهای شکسته اش.»[2]

 

پی نوشت:

[1] صفحه 214کتاب

[2] صفحه 346 کتاب