
تئاتر برای مبتدیان. نیکلاس گیبز. ترجمه سهیلا الهدوستی. ویراستار: محسن صلاحی راد. تهران: انتشارات افراز. چاپ دوم: 1391. 1100 نسخه. 216 صفحه. 6600 تومان.
کتاب در پاسخ به این پرسش که اصولن تئاتر محلی چه مفهومی دارد، چنین توضیح میآورد که «تئاتر محلی یکی از پرفایدهترین سرگرمیهایی است که میتوانید در آن شرکت کنید. خواه یک بازیگر باشید و خواه یکی از عوامل پشتصحنهی نمایش یا شُوی موزیکال، یک خشنودی عمیق و محفلی دوستانه نصبیتان میشود که میتوانید با تمام قسمتهای آن از نزدیک آشنا شوید.»[1] علاوه بر این، نویسنده گروه هدف خود را کسانی تعیین کرده است که قصد ورود به تئاتر را دارند و همینطور کسانی که بهتازگی وارد گروه تئاتر محلی شدهاند.
اگر هر یک از ما با تئاترهای روحوضی، پردهخوانی، شمایلگردانی، تعزیه، سیاهبازیها، شبیهخوانیها و مقولههایی از این دست هم آشنایی نداشته باشیم، ولی اسم و یاد آنها را از دیگرانی که شاهد بودهاند شنیدهایم. برای نمونه در تعزیههایی که در زمانهای گذشته در ماه محرم اجرا میشد، بهطور معمول افراد شرکتکننده در نمایش، افرادی حرفهای نبودند و یا بهطور تماموقت به نمایش نمیپرداختند ولی آنچه در آنزمان و در آن زیست فرهنگی روی میداد با آن چه در این کتاب از آن یاد میشود تفاوت بسیار دارد. شاید بتوان گفت که با بومیکردن مطالب کتاب میتوان از آنها سود جست. این حرف تا اندازهای درست است و میتوان برای اثبات آن، به گوشههایی از متن کتاب اشاره کرد ولی این میزان از محتوای قابل استناد و قابل استفاده بهاندازهای اندک است که شاید بتوان از آن چشم پوشید زیرا آنچه در روند تئاتر مبتدی آن دیار میگذرد با آنچه ما تجربهی آن را در این دیار از سر میگذرانیم، بسیار متفاوت است.
کتاب حاضر سه بخش عمده، بهاضافهی پیشگفتار مترجم و واژهنامه را در خود جای داده است. بخش نخست با عنوان «تئاتر محلی، نمای نزدیک» در فصلهای دهگانهی خود به تفصیل پیرامون مسایل و اجزای تشکیلدهندهی تئاتر محلی میپردازد، در بخش بعدی، «تئاتر محلی: از ثبت تا تمرینات» به مرحلههای تشکیل یک گروه تئاتر محلی تا رسیدن به نقطهی تصمیمگیری برای شروع یک پروژهی نمایشی نظر دارد و درنهایت بخش پایانی کتاب است که زیر عنوان «گروههای دیگر» به موسسههای تئاتر محلی و انجمنهای تئاتر خودگردان میپردازد.
بااینوجود، چنانچه در پیشگفتار مترجم نیز آمده است، به صلاحدیدی که استدلال بیپایهای را مبنا قرار میدهد، چند فصل از این کتاب حذف شدهاند. در هر حال، نویسندهی کتاب تئاتر برای مبتدیان برای نمونه، دربارهی چگونگی تشکیل یک گروه تئاتر، در بخش دوم، بهترین الگو برای این کار را گروههای دیگری میداند که تجربهی زیادی در زمینهی اجرا دارند. او پس از این توضیح در آغاز بخش، به مرور جایگاههای مختلف در یک گروه میپردازد و کار هر کدام و حیطهی مسئولیتش را تشریح میکند. این تعریف صرفن یکی از تعریفهای سادهشده و گزینگویهی کتاب است که میتواند رویکرد کتابی را که نویسندهی آن ادعای ارایهی یک خودآموز را به خوانندگان خود دارد، نشان دهد و نمایانگر باشد که چگونه ادعایی بر پایهی آموزش خودآموز تئاتر به این صورت، غیر عملی و تخیلی به نظر میرسد اگرچه به نظر میرسد که بخشهای دوم و سوم کارایی بیشتری نسبت به بخش نخست دارند، ولی لزومن این به معنی آموزش به مبتدیان نیست چراکه به یک مبتدی نمیتوان به این صورت انتزاعی و اختصاری آموخت که چه باید کرد آن هم در زمانی که این فرد، وارد یک گروه محلی و غیر حرفهای میشود.
«اولین کاری که هر گروه تئاتری باید انجام دهد، انتخاب یک نمایشنامه است. نحوهی انتخاب در هر گروهی متفاوت است. در برخی از گروهها نمایشنامهخوانهایی متخصص این کار حضور دارند که نمایشنامهای را می خواند، متعاقبن آن را به گروه معرفی میکنند؛ سپس کمیته باید فردی را برای کارگردانی کار انتخاب کند. در گروههای دیگر این اعضای گروهاند که این کار را انجام میدهند و کمیته بعد از برگزاری چند جلسهی نمایشنامهخوانی تصمیم میگیرد.»[2]
نوشتار بالا، قسمتی از فصل 13 با عنوان «شروع به کار» از بخش دوم آورده شده است تا به این حقیقت اشاره داشته باشد که هر آموزشی باید با توجه به امکانهای محیطی و ضرورتهای فرهنگی و اجتماعی آن صورت گیرد تا کارکرد مناسب را داشته باشد. این مهم، نه در این کتاب و نه در بسیاری از کتابهایی از این دست مورد توجه قرار نگرفته است.
نکتهی مهم قابل اشارهی کتاب تئاتر برای مبتدیان حضور ویراستار در فرآیند تهیهی کتاب است. با مرور کوتاهی بر متن کتاب با تمرکز بر روی نحو و بلاغت و با مقایسهی متنهایی در این شمار، میتوان امتیاز حضور ویراستار را بهتر درک کرد که از اتفاق، متنهای تئوریک و آن هم با سویهی مخاطب غیرحرفهای، نیاز بیشتری به روانی و شیوایی دارند. بسیار پسندیده است که این رویه بهعنوان عاملی ثابت در حوزهی نشر تسری پیدا کند و ضرورت آن بهمنظور حفظ سلامت زبان فارسی مورد عنایت قرار گیرد.
پی نوشت:
[1] صفحهی 15 کتاب
[2] صفحهی 161 کتاب

قربانی سکوت. نرگس اکبری کردیانی. تهران: نشرآموت. چاپ اول:1391. 1100نسخه. 304صفحه.8500 تومان.
«دختر نگه دارم که چی بشه؟ مثل دخترای رحیم آبرو و حیثیت به ولایتمون نذارن وسرمون رو به زیر مون کنن، ها! گوش شیطون کر، گوش شیطون کر ماشاءالله آقا، شکم سیر، یه سر و گردن از کدخدای ده بالاتر، دیگه چی می خوام؟ مرگ هم که دست خداست. شاید تو و دخترت زودتر از او مردین. خب حاجی چرا چیزی نمی گی؟ اینجور که تو آرومی معلومه خودت دخترت رو سر خونه زندگیمون فرستادی؟»[1]
نابرابری حقوق زن و مرد تا پیش از دنیای مدرن برای جوامع مختلف در سراسر دنیا امری بدیهی بوده است. جنبش زنان یا برابرخواهی تقریبا از قرن شانزده در اروپا با ورود به دنیای جدید و اولین نشانه های رنسانس شکل گرفت. در ابتدای شکل گیری این جنبش، زنان تلاش کردند تا سهم خود را از حوزه های اجتماعی به دست آورند.
زنان فنلاندی اولین زنانی بودند که توانستند حق رای را به دست آورند. حرکت زنان و مخصوصا زنان کارگر بعد از جنگ جهانی اول باعث شد تا زنان دیگر کشورها که به مرور با غرب رو در رو شده بودند به خود آمده و برای بدست آوردن حقوق برابر تلاش کنند. امروز بعد از گذشت دوره های مختلف مبارزه و فعالیت زنان سراسر دنیا، جنبش فمینیستی مراحل مختلفی را طی کرده تا به جایی رسیده که معتقد است برابری را باید در حوزه نوشتار کسب کرد. هلن سیکسو با مطرح کردن زبان زنانه چشم انداز تازه ای را برای جنبش زنان گشود. وی معتقد است به جای نوشتن درباره زنان باید به یک نوشتار زنانه رسید. فقط آنچه گفته می شود مهم نیست مهم تر از آن دگرگون کردن خود نظام گفتن، یا زبان است. باید از گفتمانی که نظام مرد سالار را تنظیم می کند فراتر رفت و خودکار شدگی ذهن را شکست. عرصه داستان و شعر بهترین فضایی است که می توان نوشتار زنانه را در آن به منصه ظهور گذاشت. قربانی سکوت داستانی است از تمام درد ها و رنج هایی که ناشی از تقابل های دوگانه ای است که نظام مرد سالاری بر آن تاکید دارد. تقابل نجیب و نانجیبب مرد و زن، خوب و بد، حق و ناحق، پاک و ناپاک و نویسنده تنها به این درد ها اشاره می کند و تلاش نمی کند از سطح این تقابل ها فرا برود. برای اثبات حقانیت زن تلاش می کند نجیب بودن زن را به اثبات برساند. یعنی همان قواعد و قوانین دست و پا گیری را به کار می گیرد که زاییده دنیای نشانه گذاری مرد سالارانه است. از این جهت متن به سمت شکستن و دگرگون کردن نظام گفتاری مردانه و اتوماسیون ذهنی مرد سالارانه پیش نمی رود.
از این جهت نمی توان گفت این متن یک متن فمینیستی است، صرفا به این خاطر که هر آنچه در آن نوشته شده است درباره ظلم و ستم ناروا به زنان قشرهای مختلف و خود راوی ماجرا است. در پایان داستان راوی بهترین راه برای مبارزه با دنیای خشن مردانه و ستم های ناحق به زن را نوشتن می داند و معتقد است نوشتن می تواند تفکرات نادرست و خرافی را درباره زنان از بین ببرد. تفکرات خرافی و نابرابرانه که حتی در همین داستان توسط خیلی از زنان بیش از مردان اشاعه و حمایت می شود. هر چند راوی هنوز به این بلوغ فکری نرسیده است که متن نوشتارش را با نام اصلی خود منتشر کند و به نظر می رسد ترس از نظام مرد سالارانه در ذهن راوی چنان قوی است که بدون نام مستعار قادر به رو در رویی با آن نیست. اگر فرض کنیم راوی با نام مستعار همه آنچه دیده و برایش رخ داده را منتشر کند، معنی اش این است که متن از اعتبار برخوردار نیست و هیچ حفره ای را پر نخواهد کرد.
« سردی قطرات آب را بر صورتم حس می کنم. چشم باز می کنم. نور برق لامپ آزارم می دهد. چشم هایم را تنگ و گشاد می کنم. ساره را می بینم با چشمانی نم دار از اشک. مرا در آغوش می کشد: بلند شو لیلا جان! بلند شو! بالاخره راهت را پیدا کردی. بلند شو که با نوشتنه که آدما به جنگ بی عدالتی ها و کج روی ها می رن. بلند شو! که بهترین راه رو یافتی. چرا خدای نکرده سر قبرت بخونن. چاپش کن. چاپش کن با اسم مستعار و حرف دلت رو به گوش همه برسون تا سعادت رو هم توی این دنیا احساس کنی...»[2]
پی نوشت:
[1] صفحه 93 کتاب
[2] صفحه 302 کتاب

نوشتن خلاق. گابریله ال. ریکو.مترجمین.گروه ترجمه کارگاه نوشتن خلاق- برلن.تهران: نشر کتاب آمه. چاپ اول: 1389. 1500نسخه.268صفحه. 8500تومان.
« وقتی که صحبت می کنید و می توانید از حروف کلمه بسازید و قواعد پایه ای ساختن جمله را می شناسید، وقتی چیزهایی را که کسی پای تلفن می گوید می فهمید و می توانید نامه ای تشکرآمیز بنویسید، پس شرایط کافی زبانی را برای یادگیری نوشتن طبیعی در اختیار دارید. شناخت فنی دستور زبان ضروری نیست. همچنان که تسلط کامل بر یک ساز به تنهایی کافی نیست تا کسی قطعه ای موسیقی را با مهارت اجرا کند و مخاطبانش را به وجد بیاورد. گذراندن یک دوره آموزش پایه ای تکنیک نوشتن نیز برای آموختن هنر بلاغت زبانی توان نوشتن از درون و در کلمه گنجاندن اندیشه، تصورات و احساسات خود کافی نیست. خوشبختانه نطفه توانایی بلاغت زبانی به طور طبیعی در همه ما وجود دارد و همه ی ما فرصت کشف و پرورش آن را داریم»[1]
گابریله ال. ریکو مدعی است به روشی دست پیدا کرده است که می تواند قابلیت های نوشتاری انسان ها را به طور فزاینده ای گسترش بدهد. وی این روش را بر اساس رابطه بین دو نیم کره مغز پایه ریزی کرده است. وی بر اساس مطالعاتش از آخرین دست آوردهای علم پزشکی مغز و اعصاب به این نتیجه رسیده است که تخصصی شدن دو نیم کره مغز باعث می شود دنیا را به دو شیوه دریافت و ثبت کنیم. غفلت کردن از عملکردهای یک بخش از مغز باعث می شود عمل نوشتن طبیعی مختل شده قادر به نوشتن متن خلاقانه نباشیم. وی برای دسترسی به دو شیوه نیم کره راست و چپ مغز روشی به نام خوشه سازی را ابداع کرده است که می تواند متن را به سمت تمامیت بخشی، همبستگی درونی و کلیت بکشاند.
ال. ریکو معتقد است روند نوشتن طبیعی از زمان ورود به مدرسه مختل می شود و با روش خوشه سازی می توان به خلاقیت خود به خودی دوران قبل از مدرسه بازگشت و عمل نوشتن را فعال کرد. تلاش اولیه کودکان برای نوشتن و قصه گویی کلیدی است که با روش خوشه سازی یک بار دیگر رو آمده و خود را نشان می دهد.
نوشتن خلاق شامل 12 فصل است که شامل موضوعاتی چون خوشه سازی، سرچشمه های نگارش طبیعی، واژگان و مغز، شبکه آزمون، عناصر بازگردنده، موسیقی کلام، تصاویر ذهنی، استعاره و تنش خلاق می شود.
گابریله لوسر ریکو به سال 1937 در آلمان به دنیا آمده است و از سال 1948 در ایالات متحد امریکا زندگی می کند. او استاد زبان انگلیسی و آموزش هنر در دانشگاه سن خوزه و معلم نوشتن خلاق است. وی با نوشتن کتاب نوشتن خلاق به شهرت جهانی رسید. شیوه خوشه سازی او در سرار دنیا به عنوان شیوه ای کار آمد به کار گرفته می شود.
«خوشه سازی اقتدار و سلطه شیوه کار سیستماتیک را که ما معمولا به نیمکره چپ نسبت می دهیم به سود تداعی معانی های ظاهرا تصادفی نیمکره راست که به شکل سر راست یا کلمه به کلمه روی کاغذ نوشته می شوند در هم می شکند. در خوشه سازی مشخصات زبانی نیمکره چپ مانند جمله سازی منطقی بودن و ارتباط های سببی یا عطف به علیت اهمیت چندانی ندارند. از این رو واژگان این گرایش را دارند که کارکرد نام و نشانه گذاری معمولی معانی خود را رها سازند و خصوصیاتی تصویری به خود بگیرند، یعنی گذار از مفهوم و معنا به تصاویر تخیلی پیچیده و ادبی. »[2]
در این کتاب در پایان هر فصل تمرینات عملی گنجانده شده است که خواننده می تواند روش های پیشنهادی کتاب را درعمل تمرین و اجرا کند.
پی نوشت:
[1]صفحه 11 کتاب
[2]صفحه 79 کتاب

تاریخ روابط بینالملل. موریس واعیس. ترجمهی سید حامد رضیئی. تهران: انتشارات امیرکبیر. چاپ نخست: 1390. 1000 نسخه. 368 صفحه. 8300 تومان.
«در طی شش سال جنگ دوم جهانی وقفهی کاملی در روابط بینالملل به وجود آمد. افول کشورهای اروپایی، صعود ایالات متحدهی آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی را به دنبال داشت که جبههی متحد واحدی را در اطراف خود تشکیل دادند و عملن جهان به دو بلوک کاپیتالیستی و کمونیستی تقسیم گردید. در همین زمان کشورهای مستعمره از زیر یوغ استعمار و قیمومیت کشورهای اروپایی آزاد شده و جهان سوم را تشکیل دادند. جهان دوقطبی از 1960 تا 1980 در اوج تلاش بود و پس از آن بهتدریج جای خود را به جهان چند قطبی داد. حوادث سالهای 1989 تا 1991 پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و یوگوسلاوی را اعلام و پس از آن جامعهی بینالملل تحتتاثیر ابرقدرت آمریکا قرار گرفت و در جست و جوی نظم جدید جهانی بود که واقعهی یازدهم سپتامبر 2001 و پیامدهای آن از احتمال تکمیل و پیشروی آن کاست.»[1]
روابط بینالملل لزوما به روابط بین دولتها محدود نمیشود و بر روی زندگیهای بسیاری و جریانهای فکری، اقتصادی و فرهنگی تاثیر میگذارد. از این رهگذر، خواندن تاریخ جهان و بررسی روابط پیچیده و در پردهی بینالمللی دست کم برای متخصصان امر، میتواند چشمانداز موثری را برای راهگشایی آینده نشان دهد. محتوای این کتاب، محدودهی وسیعی از علوم انسانی همچون تاریخ، جغرافیا، جامعهشناسی، روانشناسی، علوم اجتماعی، اقتصاد و علوم سیاسی را در بر میگیرد اگرچه این کتاب و هر کتاب دیگری نمیتواند دربر گیرندهی تمامی مسایل باشد، ولی در کتاب تاریخ روابط بینالملل سعی شده است تا بر روی پایهایترین مسایل تاکید شود و افراد حقیقی و حقوقی و سیاستمداران و حزبهای موثر را مدنظر قرار دهد. کتاب حاضر، هفت فصل را دربر میگیرد که علاوهبر پیشگفتار، مقدمه، کتابنامه و نمایه؛ حجم عمده ی کتاب را تشکیل میدهند. هر فصل دارای زیر تیترهایی است که هر کدام از آنها هم بهطور جزییتر در فهرست مشخص شدهاند. نمونهی فهرستبندی کتاب، گونهای استاندارد و متداول است، ولی ذکر آن از آن جهت ضروری است که این استانداردهای لازم در بیشتر کتابهای اخیر آنچونان محل توجه واقع نمیشوند.
نویسندهی این کتاب، موریس واعیس، استاد روابط بینالملل و مسئول دوره ی دکترای روابط بینالملل در موسسهی علوم سیاسی پاریس است. از آثار دیگر او میتوان برای نمونه از دیپلماسی و ابزار نظامی، جنگ در قرن بیستم و اروپا و بحران کوبا نام برد. از سوی دیگر، سیدحامد رضیئی، مترجم تاریخ روابط بینالملل است که در سه مجلد تالیف شده است و جلد سوم آن، بهدلیل قرابت با تاریخ معاصر زودتر از دو جلد دیگر به بازار کتاب رهسپار شده است و در پی آن، دو جلد نخست هم به بازار خواهند آمد. مترجم کتاب دانشآموختهی فرانسه است؛ سابقا در دانشگاه تهران در رشتههای زبان و روابط بین الملل تدریس میکرده و کتابهایی نیز در حوزهی تالیف و ترجمه در دسترس است. ترجمهی این کتاب از آنجهت ارزشمند است که میتواند افق دیگری از تاریخ بینالملل را در اختیار دهد در زمانی که منابع درجهیک و تالیفی در اختیار نداریم.
در مقدمهی کتاب چنین میخوانیم که «تاریخ بشریت در طی قرون و اعصار شاهد ناهمگونی و تنوع زیادی بوده است. کشورهای اروپایی بعد از قرن شانزده میلادی در جهان اشراف کامل داشتند؛ سرزمینهای جدیدی را کشف و زبان، دین و فرهنگ خود را بر مردم این سرزمینها تحمیل کردند. کشورهای استعمارگر اروپایی در طول قرن نوزدهم و تا سال 1939 و حتا تا پایان جنگ دوم جهانی صاحبان قدرت بودند ولی بعد از سال 1945 این قدرت به خارج از قارهی اروپا منتقل شد.»[2]
پی نوشت:
[1] پشت جلد کتاب
[2] صفحهی 12 کتاب

تاریخ روابط بینالملل. موریس واعیس. ترجمهی سید حامد رضیئی. تهران: انتشارات امیرکبیر. چاپ نخست: 1390. 1000 نسخه. 368 صفحه. 8300 تومان.
«در طی شش سال جنگ دوم جهانی وقفهی کاملی در روابط بینالملل به وجود آمد. افول کشورهای اروپایی، صعود ایالات متحدهی آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی را به دنبال داشت که جبههی متحد واحدی را در اطراف خود تشکیل دادند و عملن جهان به دو بلوک کاپیتالیستی و کمونیستی تقسیم گردید. در همین زمان کشورهای مستعمره از زیر یوغ استعمار و قیمومیت کشورهای اروپایی آزاد شده و جهان سوم را تشکیل دادند. جهان دوقطبی از 1960 تا 1980 در اوج تلاش بود و پس از آن بهتدریج جای خود را به جهان چند قطبی داد. حوادث سالهای 1989 تا 1991 پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و یوگوسلاوی را اعلام و پس از آن جامعهی بینالملل تحتتاثیر ابرقدرت آمریکا قرار گرفت و در جست و جوی نظم جدید جهانی بود که واقعهی یازدهم سپتامبر 2001 و پیامدهای آن از احتمال تکمیل و پیشروی آن کاست.»[1]
روابط بینالملل لزوما به روابط بین دولتها محدود نمیشود و بر روی زندگیهای بسیاری و جریانهای فکری، اقتصادی و فرهنگی تاثیر میگذارد. از این رهگذر، خواندن تاریخ جهان و بررسی روابط پیچیده و در پردهی بینالمللی دست کم برای متخصصان امر، میتواند چشمانداز موثری را برای راهگشایی آینده نشان دهد. محتوای این کتاب، محدودهی وسیعی از علوم انسانی همچون تاریخ، جغرافیا، جامعهشناسی، روانشناسی، علوم اجتماعی، اقتصاد و علوم سیاسی را در بر میگیرد اگرچه این کتاب و هر کتاب دیگری نمیتواند دربر گیرندهی تمامی مسایل باشد، ولی در کتاب تاریخ روابط بینالملل سعی شده است تا بر روی پایهایترین مسایل تاکید شود و افراد حقیقی و حقوقی و سیاستمداران و حزبهای موثر را مدنظر قرار دهد. کتاب حاضر، هفت فصل را دربر میگیرد که علاوهبر پیشگفتار، مقدمه، کتابنامه و نمایه؛ حجم عمده ی کتاب را تشکیل میدهند. هر فصل دارای زیر تیترهایی است که هر کدام از آنها هم بهطور جزییتر در فهرست مشخص شدهاند. نمونهی فهرستبندی کتاب، گونهای استاندارد و متداول است، ولی ذکر آن از آن جهت ضروری است که این استانداردهای لازم در بیشتر کتابهای اخیر آنچونان محل توجه واقع نمیشوند.
نویسندهی این کتاب، موریس واعیس، استاد روابط بینالملل و مسئول دوره ی دکترای روابط بینالملل در موسسهی علوم سیاسی پاریس است. از آثار دیگر او میتوان برای نمونه از دیپلماسی و ابزار نظامی، جنگ در قرن بیستم و اروپا و بحران کوبا نام برد. از سوی دیگر، سیدحامد رضیئی، مترجم تاریخ روابط بینالملل است که در سه مجلد تالیف شده است و جلد سوم آن، بهدلیل قرابت با تاریخ معاصر زودتر از دو جلد دیگر به بازار کتاب رهسپار شده است و در پی آن، دو جلد نخست هم به بازار خواهند آمد. مترجم کتاب دانشآموختهی فرانسه است؛ سابقا در دانشگاه تهران در رشتههای زبان و روابط بین الملل تدریس میکرده و کتابهایی نیز در حوزهی تالیف و ترجمه در دسترس است. ترجمهی این کتاب از آنجهت ارزشمند است که میتواند افق دیگری از تاریخ بینالملل را در اختیار دهد در زمانی که منابع درجهیک و تالیفی در اختیار نداریم.
در مقدمهی کتاب چنین میخوانیم که «تاریخ بشریت در طی قرون و اعصار شاهد ناهمگونی و تنوع زیادی بوده است. کشورهای اروپایی بعد از قرن شانزده میلادی در جهان اشراف کامل داشتند؛ سرزمینهای جدیدی را کشف و زبان، دین و فرهنگ خود را بر مردم این سرزمینها تحمیل کردند. کشورهای استعمارگر اروپایی در طول قرن نوزدهم و تا سال 1939 و حتا تا پایان جنگ دوم جهانی صاحبان قدرت بودند ولی بعد از سال 1945 این قدرت به خارج از قارهی اروپا منتقل شد.»[2]
پی نوشت:
[1] پشت جلد کتاب
[2] صفحهی 12 کتاب

معمایی برای یک جنایت: تکنیک داستانپردازی پلیسی (از نوع معمایی). محمدمهدی نحویفرد. تهران: انتشارات آموت. چاپ نخست: 1390. 4000 نسخه. 232 صفحه. 5500 تومان.
«میتوان گفت اولین مرحلهی نوشتن یک داستان یا فیلمنامهی پلسی از نوع معمایی، تنظیم دقیق "طرح و توطئهی جنایت" است. در اینجا بر این نکته تاکید میشود که منظور از "طرح و توطئه"، طرح داستانی یا پیرنگ نیست. طرح و توطئه، دسیسهای است که قاتل برای ارتکاب جنایت به کار میبرد و به این مفهوم جنبهی کاملن منفی دارد. این نقطهای است که "جمال میرصادقی" هم در کتاب "ادبیات داستانی" بر آن تاکید میورزد.»[1]
کتاب معمایی برای یک جنایت با عنوان فرعی تکنیک «داستانپردازی پلیسی؛ از نوع معمایی»، نوشتهی محمدمهدی نحویفرد از سوی نشر آموت منتشر شده است. این اثر پژوهشی که پایاننامهی دورهی کارشناسی نویسندهی خود هم به شمار میرود، سعی در بررسی و تحلیل ترفندها و شگردهای پلیسینویسان دارد. او قصد دارد بررسی کند که چگونه نویسندگان ادبیات پلیسی در ذهن مخاطبان خود کنجکاوی را بر میانگیزاند. او برای رسیدن به پاسخ پرسش خود، تکنیک داستانها و فیلمهای پلیسی را از چشمانداز ایجاد سوءظن در ذهن مخاطب مورد توجه قرار میدهد و تلاش میکند تا با عنایت به داستانها و فیلمهای پلیسی گونهی معمایی شناختهشدهتر، مانند آثار آگاتاکریستی، خالق هرکول پوآرو، و آثار سِر آرتور کانن دویل، خالق شرلوک هُلمز و دیگران، به پرسشهای طرحشده پاسخ دهد. به این منظور، چهار مرحلهی داستانپردازی پلیسی که از آغاز «تنظیم طرح و توطئه جنایت» تا «دستگیری مجرم» را دربر میگیرد، مورد بررسی واقع میشوند.
معمایی برای یک جنایت توسط نشر آموت و با همکاری «بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان» در زمستان 1390 منتشر شده است. محمدمهدی نحویفرد در پیشگفتار خود بر کتاب حاضر، پیرامون ژانر پلیسی و تنگناهای موجود در زمینهی پژوهش در این ژانر، چنین میآورد که «در این کتاب من با بازنگری داستانها، فیلمها و سریالهای پلیسی و یادداشتپردازی از شگردهای داستانپردازی آنها، چهار مرحلهی داستان پردازی پلیسی را در چند فصل ارایه کردهام که از مرحلهی تنظیم طرح و توطئهی جنایت تا دستگیری مجرم و رفع ابهامات را دربر میگیرد.»[2] او در ادامه چنین میآورد که «من مطالب این کتاب را پانزده سال پیش نوشته بودم.»[3] و سپس شرح خود را بر مسیر نشر کتاب میآورد که چگونه این تلاش چندینساله اکنون در دستان ماست.
این کتاب به جز پیشگفتار خود به قلم نویسنده، دارای شش فصل است که «مروری بر سیر تکاملی داستانهای پلیسی»، «ساختار داستانها و فیلمهایی پلیسی از نوع معمایی»، «اولین مرحلهی داستانپردازی پلیسی از نوع معمایی» و «تنظیم، طرح و توطئه جنایت» از فصلهای آن به شمار میآیند. بعد از متن اصلی کتاب، دو پیوست در پایان کتاب وجود دارد که یکی فهرست فیلمها و سریال های مورد استفاده را در خود دارد و دومی کتابنامه است و درنهایت هم چند عکس را میتوان شاهد بود.
پی نوشت:
[1] صفحهی 93 کتاب
[2] صفحهی 15 کتاب
[3] صفحهی 15 کتاب