«اولئانا، بحثبرانگیزترین و چه بسا مهمترین نمایشنامهی دیوید ممت تا اواخر دههی نود است. نمایشنامه بیش از هر چیز به دلیل مایههای سیاسی و پرداختن به مسایلی نظیر قدرت، فمنیسم، حقانیت سیاسی و آموزش آکادمیک مشهور است، و تقریبا اجرای آن در همهجای دنیا، همیشه با مناقشات فراوانی همراه بوده است. قطعا این نمایشنامه بهلحاظ ساختار زبانی و نیز عدم قطعیت معناییاش، در بین شاخصترین آثار نمایشی قرن بیستم قرار میگیرد.»[1]
نشر بیدگل مجموعه نمایشنامههای در خور توجهی را روانهی بازار کرده است. ادعای بیدگل مبنیبر اینکه مجموعه نمایشنامههایی که به چاپ رسانده است منحصر به فرد هستند ادعای بیجایی نیست. بیدگل نمایشنامههایی را برای نخستین بار به فارسیزبانان هدیه داده است و گروهی از نمایشنامههای چاپشده توسط این نشر نیز بازترجمه شدهاند. در ابتدای کتاب، ناشر چنین آورده است که تاکید نشر در این مجموعه بیش از ادبیت متن نمایشی، بر ویژگی اجرایی آن است. این چنین است که این مجموعه به زیرمجموعههای دیگری تقسیم میشود که کلاسیکها، کلاسیکهای مدرن، دنیای آمریکای لاتین، بعد از هزاره، تکپردهایها، چشمانداز شرق، نمایشنامههای ایرانی، نمایشنامههای امریکایی و نمایشنامههای اروپایی از این جملهاند.
دیوید ممت «اولئانا» را در سال 1992 منتشر کرده است. او در سالهایی که به نوشتن میپرداخت جوایزی چون تونی، اوبی و پولیترز را از آن خود کرده است و همینطور در سال 1982 برای نوشتن فیلمنامهی «حکم» نامزد جایزهی اسکار شد.
کتاب اولئانا شامل مقدمهی مترجم، متن نمایشنامه، متنی با نام «اوالئانا: زبان و قدرت» نوشتهی برندا مورفی و سالشمار زندگی دیوید ممت است؛ یک بستهی کامل برای ورود به جهان دیوید ممت که با سلیقه و آگاهی کنار هم قرار گرفتهاند.
مترجم اولئانا پیش از چاپ کتاب، آن را در سال 1385 در تهران به روی صحنه برده است. مترجم در مصاحبهای میگوید که در ترجمهی نمایشنامه از زبان گفتار و نوشتار در کنار هم بهره برده است و سعی کرده ضمن حفظ زبان شاعرانهی کار، جنبهی رئالیستی را نیز از نظر دور ندارد. دیوید ممت اولئانا را در سال 1992 منتشر کرده است. او در سالهایی که به نوشتن میپرداخت جوایزی چون تونی، اوبی و پولیتزر را از آن خود کرده است و همینطور در سال 1982 برای نوشتن فیلمنامهی حکم نامزد جایزهی اسکار شد.
با هم قسمتی از نمایشنامه را میخوانیم:
«جان: فلاسفهی رواقی میگن اگر شما عبارت "من یک آسیب دیدهام" رو حذف کنید، در واقع خود آسیب رو حذف کردهاید. حالا: به این فکر کن: من میدونم ناراحتی. فقط بهم بگو. خیلی صریح. خیلی صریح: من در مورد تو مرتکب چه عمل اشتباهی شدم؟
کارول: هر کاری که شما با من کرده باشید – تا حدی که این کار رو با من کرده باشید، میدونید، نه با من بهعنوان دانشجو، و بنابراین، با بدن ِیک دانشجو، همه توی گزارش من اومده. به کمیتهی گزینش هیأت علمی.»[2]
پی نوشت:
[1] پشت جلد کتاب
[2] صفحهی 79 کتاب