X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

کتابان

مروری بر کتاب های منتشر شده سال

خوراک خوب به بچه‌هایمان بدهیم

با محبوبه نجف خانی از اعضای شورای کتاب کودک


محبوبه نجف خانی دانش آموخته رشته مترجمی زبان انگلیسی از مدرسه عالی ترجمه (دانشگاه علامه طباطبائی کنونی) و از اعضای شورای کتاب کودک و انجمن نویسندگان کودک و نوجوان است. از آثاری که وی ترجمه کرده است می توان به ترجمه آثار رولد دال، مجموعه 15 جلدی مدرسه عجیب و غریب اثر دن گاتمن و مجموعه ماجراهای جودی دمدمی آثار مگان مگ دونالد اشاره کرد.

خوراک خوب به بچه‌هایمان بدهیم

خانم نجف خانی چه معیاری برای انتخاب کتاب های کودک برای ترجمه دارید؟

**من سال ها بررس شورای کتاب کودک بودم و 10 سال هم مربی کتابخانی و مشاور تجهیز کتابخانه منطقه یک. با توجه به این تجربه ها سعی می کنم تمام کتاب ها را روز آمد ببینم و در موردشان بخوانم. درسفرهایی که  برای دیدن فرزندانم به خارج کشور می روم، کتاب هایی را جستجو می کنم و با مادرها صحبت می کنم. همه این عوامل و سلیقه خودم، می دانم چه چیزی برای آنها جذاب است. از طرف دیگر ساختار اثر هم برای من مهم است.

کتاب باید درون مایه قوی و حرفی برای گفتن داشته باشد.اثری که انتخاب می کنم برای ترجمه  باید پیامش را غیر مستقیم و درلابه لای داستان  بگوید. با توجه به شرایط اجتماعی  و اینکه بچه های ما خموده تر و افسرده تر هستند، کتاب های طنز کار می کنم که برایشان زنگ تفریح است.

خیلی وقت ها جوایزی که کتاب ها برده اند ملاک انتخابم است. بررس ها و منتقدهای زیادی کتاب را می خوانند و جایزه می دهند. البته ممکن است آن کتاب ها با کودک غربی ارتباط بگیرد یا به هر حال حرف خوبی که  دارد از فصل دهم به بعد بزند. کلا بچه های همه جای دنیا کم حوصله هستند و به صرف اسم کتاب و جایزه آن چیزی را نمی خوانند و دوست دارند از همان فصل اول کتاب برایشان گیرایی داشته باشد. برخی کتاب ها تمام این مشخصات را یک جا دارد. داستان پر مایه، پر ماجرا، طنز قوی، درون مایه قوی و وقتی همه این مشخصات را داشته باشد، آدم فکر می کنه در لاتاری برده است.

 

وضعیت و کیفیت ترجمه کتاب های کودک را چگونه ارزیابی می کنید و چشم انداز آینده را چطور می بینید؟

**با توجه به گسترش وسایل ارتباط جمعی و اینکه ما هم جزیی از این دهکده جهانی هستیم، ادبیات را هم مثل کالاهای دیگر می توانیم وارد کنیم و ترجمه یکی از راه های واردات ادبیات جهان است. اگر با دقت و وسواس انتخاب بشود مفید هستند چون این آثار بر اساس سلایق کشور های غربی تولید می شود.

 

توجه داشته باشید که شرایط زندگی کودکان ما با شرایط زندگی و فکری کودکان غربی بسیار متفاوت است.

**بله. و شاید به همین خاطر کودکان از این ترجمه ها استقبال می کنند چون می توانند در این کتاب ها در فضایی قرار بگیرند که خودشان تجربه نکرده اند اما دوست دارند تجربه کنند. به هر حال ما بسیاری از آثار کلاسیک ها ترجمه کرده ایم هر چند جای خالی بسیاری از آنها هنوز در ادبیات کودک ما خالی است. اما بچه ها حوصله فضاهای قدیمی را ندارند. با توجه به کتاب هایی که ترجمه شده است فکر می کنم خیلی عقب نیستیم. می دانید که در این دوره ریاست جمهوری ارشاد برای خرید کتاب بودجه نگذاشت. در دوره خاتمی خانه ترجمه به مدیریت شادروان حسین ابراهیمی الوند برپا شد که با بودجه ارشاد بهرتین کتاب های به روز دنیا خریداری می شد ودر اختیار مترجمان قرار می گرفت. حتی خیلی از مترجمان تازه کا رو شهرستانی نیز از همین مسیر وارد فضای ترجمه شدند و کارهای خوبی ترجمه کردند. اما با روی کار آمدن احمدی نژاد این دفتر بسته شد و بودجه ها قطع شد. همین باعث شد ناشران با معیارهای خودشان کتاب هایی را وارد کنند و به مترجمان سفارش بدهند. خیلی از مترجمان از کتاب هایی که ترجمه کرده اند رضایت ندارند. من این شانس را داشته ام که به این دام نیفتم و خودم کتاب انتخاب کنم. همیشه معتقد بوده ام خیلی از کتاب های برگزیده سایت آمازون صلاحیت ندارند. مثل کتاب های ترسناک بی محتوا. هر چند من با ژانر وحشت مشکلی ندارم. خودم 15 جلد در جستجوی دلتور را ترجمه کردم که در ژانر ماجراجویی بود و موجودات ترسناک در آن نقش داشتند که نبرد های خیر و شری می کردند. اما به نظرم کسی باید این داستان ها را بنویسد که به تاریخ و افسانه های ممل مختلف آشنا باشد. انتخاب چنین نوشته های باعث الگو سازی می شود. و بههر حال باید قبول کنیم که نویسندههای غربی قدمت بیشترو تبحر زیادتری دارند. در کشور های غیر انگلیسی زبان مثلا در کشور سوئد هم نویسنده های داخلی تعدادشان کم است و چشمشان به بازارهای خارجی است.د نباید تعصب داشته باشیم و بپذیریم که کار آنها بهتر است. چطور است که هری پاتر را همه کودکان دنیا استقبال می کنند؟ بعضی شاید بگویند تبلیغات اما برای خیلی از کارهای دیگر هم تبلیغات می شود و تا این اندازه نمی تواند مرزها را بشکند. پس حتما چیزی در آن هست که همه کودکان دنیا با این کتاب ارتباط می گیرند. در مورد آینده نمی توانم پیش بینی ای داشته باشم چرا که زمان به سرعت حرکت می کند و اگر سابق بر این بیست سال زمان لازم بود تا یک نسل تغییر کند امروز این تغییر دو سال یکبار اتفاق می افتد.

 اگر خوراک خوبی در اختیار بچه ها قرار بگیرد و برنامه مدونی باشد، بچه ها رو به کتابخوانی می آورند. متاسفانه برای مدیریت کتابخانه از مربی پرورشی هایی استفاده می کنند که خودشان به ندرت کتاب کودک خوانده اند و اصلا احاطه ای به ادبیات کودک ندارند

فکر می کنید حجم انبوه ترجمه ها روی تولید داخلی تاثیر منفی گذاشته یا می گذارد؟

**اگر کالای بی کیفیت وارد بشود کالای داخلی جای خودش را بهتر پیدا می کند. در مورد کالاهای دیگر هم همینطور است. بچه ها اولین کسانی هستند که با کتاب بی کیفیت قهر می کنندو نباید  شعورشان را دست کم گرفت.البته من همیشه گفته ام ما به نوعی به یک جنگ نابرابر  دست زده ایم. ما مترجمان آثار بهترین نویسندگان دنیا را گلچین وارد می کنیم و نویسندگان ما شاید نتوانند با این آثار رقابت کنند. ولی این هم تا حدی درست است اما در همان سال ها که هری پاتر اینقدر  گل کرده بود و طرفدارهای خودش را داشت، آرمان آرین با سه جلدی "پارسیان و من" جای خودش را باز کرد. بدون این که کسی حامی او باشد، کارش حامی او بود. در صورتی که ناشرش نه در رانت بود و نه ناشر شناخته شده ای. بچه ها این کتاب را پیدا کردند و به هم گفتند و آرمان آرین مطرح شد. همان سال چهار جایزه گرفت. متاسفانه کارهایی که فعلا نوشته می شود به ندرت استقبال می شوند.

 

به عقیده شما با توجه به این که بچه های این نسل اطلاعاتشان را تنها از کتاب دریافت نمی کنند و رسانه های دیگر و آسانتری همچون اینترنت و تلویزیون در اختیار دارند، فکر می کنید اصلا آن اندازه از کتابخوانی  استقبال می کنند؟

**غرب رسانه های قوی تری دارد اما بچه هایش کتاب خوان تر از بچه های ما است. برای اینکه از اول ابتدایی هماهنگ با آموزش و پرورش برای کلاس های کتابخوانی برنامه ریزی می کنند. جدید ترین کتاب های روز پرطرفدار جزو برنامه های درسی است که می خوانند و درباره آن حرف می زنند و نقد می کنند. من این سیستم را در منطقه یک پیاده کردم. در ابتدای کار  اصلا مراجعه کننده نداشتیم. وقتی به بچه ها می گفتیم چرا استقبال نمی کنید، می گفتند یک نگاهی به کتابخانه بندازید.  راست می گفتند. کتاب ها همه قدیمی و  بی مصرف بود. هر کسی کتابی که نیاز نداشته به کتابخانه هدیه داده و نتیجه اش انباری از کتاب های به درد نخور بود. بچه  اگر از کتابی خوشش بیاید اصلا از خودش جدا نمی کند. ما کتابخانه را یک سال تعطیل و با جدید ترین کتاب ها تجهیزش کردیم. دلم می خواست می آمدید و استقبال بچه ها را از کتابخانه می دید. اگر خوراک خوبی در اختیار بچه ها قرار بگیرد و برنامه مدونی باشد بچه ها رو به کتابخوانی می آورند. متاسفانه برای مدیریت کتابخانه از مربی پرورشی هایی استفاده می کنند که خودشان به ندرت کتاب کودک خوانده اند و اصلا احاطه ای به ادبیات کودک ندارند. در حال حاضرکتابخانه های مدارس ناکارآمد است، مسابقات کتابخوانی بیشتر مسابقات دینی است و بچه ها را زده می کند و نیروهای منفعل آموزش و پرورش را به این کار گماشته اند. به نظرم باید اصلا در استخدام آنها تجدید نظر بشود. با توجه به دولت جدید  امیدوارم این خانه تکانی از آموزش و پرورش شروع بشود. البته آن کتابخانه  سه سال است تعطیل شده. مدیرانی که آمدند گزینشی بودند و از انجمن نویسندگان کمک نگرفتند و کلا در کتابخانه را بستند و از بین بردند. الان باز امیدهای به وجود آمده و مدیران علاقه نشان داده اند باز کتابخانه را رونق بدهند.

 

ما هم امیدواریم.