X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

کتابان

مروری بر کتاب های منتشر شده سال

تایید نهایی کتاب با مترجم است

گفت و گوی تبیان با سید مصطفی رضیئی


 

این مسئله که مجوز کتاب ها طولانی مدت صادر می شود و ناشران هم بد قولی می کنند، باعث شده است من از این شاخه به آن شاخه بپرم و نتیجه این شده که تا جایی که ممکن است در ادبیات داستانی بمانم و وارد ژانرهای دیگر نشوم.  


سید مصطفی رضیئی

سید مصطفی رضیئی مترجم و روزنامه نگار به تازگی مجموعه نمایشنامه «پدر و مادرها هم آدم اند» را به بازار کتاب عرضه کرده است. این مجموعه شامل نمایشنامه هایی از هارولد پینتر، سوزان گلاس پل، یوجین اونیل، ام. جری ویس و آرتور  آدامف است. همچنین رمان های «خواهر خوانده»، «تحسین گر مرموز» و «اعتراف» نوشته آر. ال. استاین نیز از همین مترجم در حوزه رمان نوجوانان توسط نشر ویدا منتشر شده است. وی پیش از این، کتاب « خدا حفظتان کند دکتر که وارکیان» را توسط  نشر افراز منتشر کرد که می توان گفت اولین کتاب جدی وی بود که موفق به انتشار آن شد.

آقای رضیئی بفرمایید معمولا برای انتخاب اثر برای ترجمه چه معیارهایی را در نظر می گیرید؟

برای انتخاب اثر دو بخش وجود دارد. یک بخش مربوط به ناشر است که چه کتاب هایی را به من پیشنهاد بدهد. مثلا آخرین رمانم برای انتشارات مروارید ، از چند کتابی که به من پیشنهاد دادند، یکی را خواندم، دوست داشتم و انتخاب کردم. بخش دیگر به سلیقه خودم بر می گردد که محتوای کلی اثر با معیارهایم همخوان باشد، احساس راحتی کنم، کتاب را دوست داشته باشم و حس کنم این کتاب را می شود ترجمه و از ارشاد رد کرد و به دست خواننده رساند. 

پس تنها در بخشی که به انتخاب شخصی خودتان بر می گردد آزادی عمل بیشتری دارید تا به معیارهایتان در انتخاب و ترجمه اثر بیندیشید؟

بحث بازار با بحث سلیقه شخصی تفاوت دارد. در بخش بازار باید اثری به دست ناشر بسپارید که بتواند بفروشد. یک وقتی آدم دلش می خواهد کتابی را ترجمه کند و انتظاری برای چاپش ندارد اما وقتی می خواهید کتابی را وارد بازار کنید باید اقتصادش هم بچرخد. سرمایه گذاری مثل ناشر رغبت کند کتاب را سرمایه گذاری کند، کتاب فروش رغبت کند آن را در ویترینش قرار دهد و مخاطب هم رغبت کند آن را بخرد. یک بخش هم تفکری است که پشت آن کتاب وجود دارد. این بخش حداقل در مورد خود من ضربه خورده سیاست هایی است که هم از طرف ارشاد و هم از طرف ناشران اعمال شده است. هنگامی که برای اولین بار می خواستم برای انتشارات کاروان ترجمه کنم، از من پرسیدند دوست دارید در چه حوزه ای ترجمه کنید؟  گفتم در حوزه نمایشنامه و شعر . ولی از نظر آنها این موضوعات بازار خوبی ندارد و من وارد حیطه دیگری یعنی حوزه علوم انسانی شدم. این مسئله که مجوز کتاب ها طولانی مدت صادر می شود و ناشران هم بد قولی می کنند، باعث شده است من از این شاخه به آن شاخه بپرم و نتیجه این شده که تا جایی که ممکن است در ادبیات داستانی بمانم و وارد ژانرهای دیگر نشوم.  

در حال حاضر چند درصد از روند کاری خودتان رضایت دارید؟

من در حال حاضر چند عنوان کتاب منتشر شده بیشتر ندارم اما بیش از بیست عنوان کتاب دست ناشر و ارشاد دارم که هنوز بلاتکلیف هستند. پنجاه درصد این بد قولی ها به عهده ناشر است و پنجاه درصد آن به گردن ارشاد . مجوز هر کدام یک سال تا دو سال طول می کشد. مجوزجلد بعدی نمایشنامه هایم، کتابی مشابه کتاب«پدر و مادر ها هم آدم اند» هنوز صادر نشده  و به همین دلیل تکلیف جلد سوم هم از طرف ناشر در تعلیق است. نتیجه این می شود که از ترجمه نمایشنامه ناامید می شوم و می روم سراغ رمان. داستان هم مشکلات خاص خودش را دارد. البته من در حال حاضر روی داستان نوجوانان متمرکز شده ام.

ترجمه خیابان هراس چطور اتفاق افتاد؟ نتیجه انتخاب خودتان بود؟ 

کتاب های استاین انتخاب خودم نبود. خانم شیوا مقانلو تماس گرفتند و پیشنهاد دادند. آن موقع ذهنیت من این بود که کاری ترجمه کنم که حتما موفق به انتشار بشود. واقعیت این است که این کتاب خارق العاده ای هم نیست. یک کتاب عامه پسند از مجموعه با بیش از یک صد و بیست جلد کتاب برای نوجوانان است که یکی از پر فروش ترین مجموعه داستان های ادبیات جهان در حوزه داستان نوجوانان محسوب می شود. ترجمه جلد های دیگر این مجموعه صرفا برای درآمدش بود. 

بعد از این شما  سراغ رمان «خدا حفظتان کند دکتر که وارکیان» اثر ونه گات رفتید. خیابان هراس در ژانر وحشت است و برای نوجوانان، در حالی که رمان های ونه گات دارای طنز و مطایبه است با زبانی پیچیده و خاص. این گذر برای شما چطور اتفاق افتاد؟ 

گذر از نظر شما این است که اول خیابان هراس ترجمه شده و بعد کتاب ونه گات، در حالی که موضوع درست بر عکس است. من اول دو جلد از کتاب های ونه گات را ترجمه کردم. یکی «خدا حفظتان کند دکتر که وارکیان» و دیگری  «تولدت مبارک وندا جان» از مهم ترین نمایشنامه های ونه گات و یکی دو کتاب دیگر هم در حوزه رمان کودک و علوم انسانی هم ترجمه کردم که هیچ کدام هنوز امکان انتشار نیافته اند. این فرایند از تابستان85 تا بهار 91 طول کشید. در این فاصله بود که خیابان هراس منتشر شد. در واقع کتاب های ونه گات پیش از خیابان هراس ترجمه شد. 

‌ فعالیت حرفه ای من در حوزه ترجمه کتاب ضربه خورده سیاست های ناشران و کند کاری ارشاد است.

دلیل انتخاب آثار ونه گات از نظر شما چیست؟ ضمن این که «خدا حفظتان کند دکتر که وارکیان» از یاد داشت های اوست و جزو رمان های اصلی اش محسوب نمی شود و گویا بعد از مرگش منتشر شده .

نه، این کتاب یکی از کتاب هایی است که پیش از مرگش نوشته است. ونه گات یکی از نویسندگان محبوب من  است. در حوزه ادبیات اگر دستم باز باشد می روم سراغ ونه گات، چارلز بوکوفسکی، توماس پینچون، دون دلیلو و غیره. اینها نویسندگانی هستند که کارهایشان را می پسندم. چه از نظر زبانی و چه محتوایی. ونه گات یک پرونده طولانی است. من و محمد حسینی مقدم با انتشارات افراز قراردادی بستیم که کارهای ونه گات را ترجمه کنیم. من خدا حفظتان کند دکتر که وارکیان و تولدت مبارک وندا جان را تحویل دادم و آقای حسینی مقدم نیز کتاب دیگری از ونه گات را ترجمه کردند که هنوز مجوز نگرفته است. قرار شد رمان« ریش آبی» ونه گات را هم ترجمه کنیم و یک سومش هم ترجمه شد ولی مشکلاتی محتوایی داشت که فعلا کنارش گذاشته ام. چون انتشارات سبزان اعلام کرد رمان های ونه گات را دست می گیرد و آقای علی اصغر بهرامی هم یکی دو تا از کتاب های ونه گات از جمله «حوری های تیتان» را ترجمه کرده اند. این پروژه برای ما یک پروژه شکست خورده محسوب می شود و من مقصر را ارشاد می دانم.

پس مقصر را موازی کاری ناشران نمی دانید؟

ناشر کند کار می کند در این شکی نیست  ولی این که کتاب  در یک زمان طولانی در ارشاد می ماند مساله ارشاد است.

در نوبت چاپ دومی که از کتاب خدا حفظتان کند دکتر که وارکیان وارد بازار شد شما ویراستار خود را تغییر دادید. دلیل این تغییر چه بوده است؟

نام ویراست در چاپ اول ذکر شده بود اما کتاب ویراستاری نشده بود و بالاخره باید تاثیر آن دیده می شد. از طرفی دیگر خود من هم دقت نکرده بودم که این کتاب نیاز به ویراست دارد. در نوبت دوم این مشکلات بر طرف شد.

از ویراست دوم رضایت دارید؟

من مشکلی با ویراست آن نداشتم.آقای محسن صلاحی راد یک آدم تحصیل کرده است و ویراست حرفه ایست. با توجه به این که من با ویراستارهای دیگری هم کار کرده ام و با برخی از آنها مشکلات شدیدی داشته ام، اما از ایشان رضایت دارم. سیستم کلی ایشان این است که اگر جمله مشکلی داشته باشد رفع می کند و اگر پیشنهادی دارد در حضور مترجم بیان می کند.

به نظر شما ویراستار تا چه اندازه در بهتر شدن کیفیت کار تاثیر می گذارد؟

اگر آدم بخواهد کار حرفه ای انجام دهد باید فرمت کار حرفه ای را روی اثرش پیاده کند. من یک مترجم هستم و ذهنیتم یک ذهنیت زبان مبدا است و نه زبان مقصد. من باید توجه کامل داشته باشم که ریزه کاری های زبان و متن اصلی رعایت شده باشد و لحن حفظ شود. هر مترجمی هر چه قدر هم بخواهد کار را دقیق انجام دهد باز هم زبان مبدا در پشت پرده کارش هست و یک نگاه دوم باید کارش را باز بینی کند. حالا این نگاه اسمش نمونه خوان است یا ویراست یا هر اسمی که می خواهید بگذراید.  

سید مصطفی رضیئی

 

با توجه به این که هیچ رسم الخط مشخصی برای ویراستاری وجود ندارد و اغلب سلیقه ای عمل می کنند این شانس یک ترجمه است که به دست یک ویراستار خوب بیفتد و نتیجه آن یک متن سالم باشد؟

زبان فارسی ضعف های لوجستیک اساسی دارد. ما در زبان فارسی رسم الخط مورد توافق همه نداریم، سیستم نگارش جمله بندی و گرامر و پیوسته نویسی مورد توافق همه نداریم، حتی دیکشنری هم نداریم آنچه داریم فهرست لغت است که مشخصات دیکشنری را ندارد و هنگام ترجمه و استفاده، دیگر کارایی ندراد و وظیفه من هم نیست که پیشنهادی بدهم. من فقط باید در این ضعف ها کاری که قابل قبول باشد ارائه کنم.

ارتباط ویراستار با مترجم بسته به شانس است یا این که مترجم در انتخاب ویراستار می تواند سلیقه و نظر خود را اعمال کند؟

خود من این گونه عمل می کنم که هر اثری که بخواهد ویرایش شود باید چند صفحه برود ویرایش شود و برگردد تا ببینم مورد پسندم قرار می گیرد یا خیر. به این شکل نیست که تمام و کمال یک اثر را در اختیار ویراستار قرار دهم. هر اثر نظام بندی خاص خودش را دارد و من یک سری شرایط را برای ویراستار تعیین می کنم. مثلا اگر نویسنده علامت گذاری خاص و یا جمله بندی های کوتاه دارد، ویراستار هم باید در همین قالب کار را ویرایش کند.  به نظر من یک ویراستار حق ندارد معنا را تغییر دهد و مخدوش کند، حالا در این چارچوب معنایی می تواند ظاهر جمله را انتخاب کند که این نشر به نشر متفاوت است. در یک نشر علامت تنوین نمی گذراند، آن یکی برخی کلمات را سر هم می نویسد و غیره. این مشکل بر می گردد به مخاطب که وقتی بیست کتاب می خرد با بیست رسم الخط متفاوت رو به رو می شود.

به نظر شما این امکان وجود دارد که روی یک رسم الخط مشترک توافق شود؟

هنوز ناشران نتوانسته اند سر این موضوع به توافق برسند. ما سازمان های زبان شناسی معتبری نداریم تا رسم الخط معتبری را پیشنهاد بدهند. آنچه که انتشارات سمت و دانشگاهی پیشنهاد می دهند بیشتر غلط ننویسیم است تا کتاب جامع رسم الخط. یک سری از این رسم الخط ها از دستور زبان غربی وارد شده اند و طبیعی است که در کشورهای غربی هر چند سال یکبار تغییرات اعلام می شود اما اینجا اگر تغییراتی هم لحاظ شود مغشوش است. یعنی تغییرات سال 1900 در کنار تغییرات سال 2012 قرار داده می شود و همین کار را آشفته می کند. 

با توجه به همه این مشکلات بهتر نیست این واسطه از روی کتاب ها بر داشته شود؟

به هر حال تایید نهایی کتاب با مترجم است. من اگر با ویرایش کتابی مشکل داشته باشم آن را تایید نمی کنم و ناشر هم قانونا نمی تواند آن را منتشر کند. البته هر چه قدر انتشارات بزرگتر باشد قدرت مترجم بیشتر است. در انتشارات کوچک است که نقش ویراستار پررنگ است آن هم در نهایت باز قدرت مترجم بر ویراستار می چربد.  

کار تازه ای در دست ترجمه دارید؟

حالا این یک فهرست طولانی می شود. ادامه خیابان هراس است که سه جلد آن ترجمه شده است. موازی آن یک سری داستان های کوتاه وحشت و ماجراجویی برای نشر ویدا ترجمه کرده ام که 13 داستان از 13 نویسنده است. همچنین کتاب های «خانه تعطیلات» اثر کلایو بارکر، «خرد جمعی» اثر جیمز ساروویکی دست انتشارات کتابسرای تندیس و «بچه برفی» اثر اِی‌ووین آیوی را در دست انتشارات مروارید دارم و همین‌طور مجموعه‌ی سه جلدی  نمایشنامه های  آریل  دورفمان به نام «سه‌گانه‌ی مقاومت» که برای انتشارات افراز است. کتاب «تولدت مبارک واندا جون» از کورت ونه‌گات و «شعرهای عاشقانه‌ی اتاق‌های اجاره‌ای» از چارلز بوکوفسکی هم مجوز دارند و امیدوارم در آینده‌ای نزدیک منتشر بشوند.   

اگر صحبت پایانی دارید بفرمایید.

من صحبت خاصی ندارم. فقط امیدوارم وضعیت گران شدن کاغذ به گونه ای باشد که ناشر بتواند کتاب را منتشر کند. به خصوص بعد ازنمایشگاه کتاب امسال قیمت کتاب به صفحه ای 50 تومان می رسد  و ممکن است بسیاری از ناشران دست از کار بکشند. امیدوارم جلوی این اتفاق گرفته و بازار متعادل شود.