X
تبلیغات
رایتل

کتابان

مروری بر کتاب های منتشر شده سال

چهارشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 04:46 ب.ظ

افلاطون و مدرنتیه


افلاطون و مدرنیته


«افلاطون، پایدیا و مدرنیته»طرح تفسیرهای جدید در قلمرو اندیشه های افلاطون و ارتباط آنها با پایدیای یونانی است، و همچنین مراجعه به نظریه های فلاسفه مدرن در مورد این دو مطلب است تا بتوان به دریافت نسبت میان افلاطون و مدرنیته رسید.

افلاطون و مدرنیته

افلاطون، پایدیا و مدرنیته.محمد ضیمران. تهران. 1390. انتشارات نقش جهان مهر. چاپ اول.2200 نسخه. 446 صفحه.12000 تومان.

 

 

«برداشت اقتدار گرایانه پایدیا در سده های میانه هر چه بیشتر بر برنامه  درسی حوزه ها و محافل درسی چیره شد. در این دوره یک سلسله متون معین و از پیش تعیین شده به خصوص بعضی از آثار ارسطو و آبای کلیسا و به ویژه کتاب مقدس در زمره مواد درسی درآمد. آموزش تنها به ارائه تفسیرهایی از طرف اساتیدو دریافت و حفط آنها به وسیله شاگردان محدود شد.»[1]

 

 

پایدیا در لغت یونانی به معنی ادب و تعلیم و تربیت است. به طور کلی یونانیان آموزش و تربیت عمومی را در ذیل تعبیر پایدیا مورد بحث قرار می دادند و مدعی بودند که همه شهروندان باید از موهبت این ادب و تربیت برخوردار باشند.

یونانیان پایدیا را مرکب از ورزش، دستور زبان، فن خطابه، شعر، موسیقی، ریاضیات، جغرافیا، تاریخ طبیعی، هیئت و نجوم و علوم طبیعی، تاریخ اجتماعی و سرانجام اخلاق و فلسفه می شمردند. تعابیری چون تمدن، صنعت، ادبیات، فرهنگ و آموزش را می توان ابعاد و جنبه های مختلف پایدیا به شمار آورد. هدف پایدیا در یونان پرورش شخصیت های برجسته جامعه بود. و انها معتقد بودند تنها پایدیا قادر است مردان برجسته تربیت کند.

هر چند پایدیا تنها مربوط به طبقه اشراف جامعه بود و طبقات پایین اجتماع و بردگان از آن محروم بودند. در این کتاب دکتر محمد ضیمران تلاش دارد به بررسی فرهنگ پایدیای یونانی از چشم انداز افلاطون و همچنین فلاسفه مدرن بپردازد و نگاه تازه به تربیت را با نگاه افلاطونی مقایسه کند.

در این کتاب ابتدا به سرآغاز های پیدایش فلسفه در یونان پرداخته می شود. سپس نقش افلاطون بررسی می شود. به نظر دکتر ضیمران فهم اندیشه های افلاطون رهیافتی مفید و اساسی در اندیشه های اکثر بزرگان فلسفه معاصر به شمار می رود. هر چند نظریات افلاطون برای هیچ یک از فلاسفه مدرن وحی منزل به شمار نمی آید اما می توان راه گشای بسیاری از مسائل باشد و حتی چالشی تازه به بار بیاورد. هر کدام از فلیسوفان مدرن نگاه متفاوتی به بحث های افلاطون کرده اند. هگل راه دیرینه فلاسفه یونان را پی گرفته و مدعی شده است که فلسفه عبارت از تحری حکمت و حقیقت و لذا او در تفکرات خویش این راه را به پایان برده است زیرا توانسته است دانش و معرفت حقیقی را در نظام فلسفی خویش تببین نمیاد. اما نیچه برعکس هگل مدعی است که دو هزار سال کنکاش فلسفی به ما می فهماند که ما قادر نیستیم به معرفت آن طور که افلاطون مدعی است دست یابیم.

هایدگر می گوید تببین هستی در قالب ایده از سوی افلاطون راه را بر ظهور فرایند تاریخی جدیدی هموار کرد که در چارچوب انکشاف حقیقت وجود متبلور شد. اما گادامر شاگرد هایدگر تاکید کرده است هایدگر، با نگاه قیامت محور خود بشریت را در بن بست افلاطون اسیر می انگارد.

اگر می خواهید افلاطون و اندیشه افلاطون و همچنین تاثیر اندیشه های وی را در بستر اجتماعی و اندیشه مدرن دریابید این کتاب را مطالعه کنید.

هر چند نظریات افلاطون برای هیچ یک از فلاسفه مدرن وحی منزل به شمار نمی آید اما می توان راه گشای بسیاری از مسائل باشد و حتی چالشی تازه به بار بیاورد

افلاطون، پایدیا و مدرنیته شامل نوزده فصل است که عبارتند از: چیستی پایدیای یونانی، پایدیای سقراطی، سقراط از دیدگاه گادامر، پایدیای یونانی در گفتار اناکسیمندروس، هراکلیتوس و پایدیا، پارمنیدس رهبر الیاییان، افلاطون و پایدیا، فلسفه اساس شکل گیری پایدیا و فرهنگ جامعه، شعر و شاعری در جمهوری افلاطون به تفسیر اریک هولاک و دیگران، مقولات و مفاهیم افلاطونی، زبان از منظر افلاطون: گفتگوی کراتولوس، عشق و دوستی از نگاه افلاطون: میهمانی و فایدروس، معنای زندگی- لذت یا تفکر: فیلبوس افلاطون، متافیزیک افلاطون و مناسبت آن با دانایی، رهیافت افلاطون در سوفیست: هنر چیست؟، رویکرد هگل به فلسفه افلاطون، تفسیر نیچه از فلسفه افلاطون، لیوناس و افلاطون گرایی و رهیافت فوکو به پایدیای سقراط و افلاطون. در پایان این کتاب فهرست منابع و واژه های یونای پیوست شده است.

 

«سقراط در بحث از سخنوری روش دیالکتیکی را مطرح می کند و می گوید کسی که در سخنوری ادعای هنرمندی دارد، نخست باید موضوعات را به صورت معینی تقسیم و طبقه بندی کند و علائم هر یک از اصناف و طبقات را معین گرداند. مثلا روشن کند مردم در چه چیزهایی سازگارند و در چه چیزهایی ناسازگارند. در واقع تعریف مفاهیمی چون عشق، عدالت، نیکی و زیبایی در این راهبرد جای می گیرد. در اینجا سقراط خطابه و سخنوری را پیش می کشد و می گوید: هر خطابه ای را باید موجود زنده ای فرض کرد که دارای تن و سر و دست و پا است و باید در آن آغازی، میانه ای و انجامی وجود داشته باشد»[2]

 

پی نوشت:

[1]صفحه 116 کتاب

[2]صفحه 227 کتاب