X
تبلیغات
رایتل

کتابان

مروری بر کتاب های منتشر شده سال

چهارشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 04:35 ب.ظ

هایدگر و هگل


هیدگر و هگل


«تفسیر هیدگر از فلسفه هگل» به بررسی آثار هیدگر می پردازد و از خلال آنها نظریه هیدگر را درباره فلسفه هگل می کاود تا طریقه مستقل هیدگر را جستجو کند.

هیدگر و هگل

تفسیر هیدگر از فلسفه هگل.محمد زارع. انتشارات کویر.چاپ اول. تهران.1390. 1100 نسخه.340 صفحه.8000 تومان.

 

«عشق به حقیقت و ایمان به قدرت روح، نخستین شرط فسلفه است. از آن جا که انسان روح است، می تواند و باید خویش را شایسته امر اعلی و برتر بداند، او نمی تواند عظمت و قدرت روح اش را بدان بلندی که از آن است، تصور کند. با این ایمان هر چیزی به سهولت خودش را به روی او آشکار خواهد کرد.»[1]

 

هگل در یکی از مصاحبه هایش به صراحت می گوید فیلسوفان بعد از من گریزی ندارند که یا از من دور شوند و یا به من نزدیک. هر چند به نظر می رسد خودخواهی نیچه واری پشت این کلام نهفته است اما باید اذعان کرد به راستی که فسلوفان بعد از هگل هرگز نتوانستند فسلفه هگل را از تاریخ فلسفه نادیده بگیرند و تماما یا به تفسیر و توسعه بحث هگل از فلسفه پرداختند و یا تلاش کردند تا نگرش های تازه هر چه می توانند به نقد هگل و فلسفه هگل بپردازند. بدنه فلسفی فیلسوفانی چون مارکس، انگلس، آدورنو، هورکهایمر، بنیامین و بسیاری از فیلسوفان چپ گرا به پایه فلسفه هگل بنا شد و فیلسوفانی چون التوسر و شاگردانش به نقد و روی گردانی از فلسفه هگل پرداختند و نگرش های تازه ای را در این بحث باز کردند. تا همین امروز که فیلسوف معاصری چون اسلاوی ژیژک تماما با توجه به نگرش های فلسفه هگل به تفسیر فلسفه خود می پردازد.امپراطوری تفکر هگلی به قدری عظیم است که فیلسوفان را به فیلسوف هگلی و غیر هگلی تقسیم بندی میکنند. از این روی خواندن، نقد و نگاه به فسلفه هگل یکی از بنیادی ترین مطالعات فلسفی است. هیدگر نیز همچون هگل یکی از فیلسوفان مهم تاریخ فلسفه است. خود هیدگر از فیلسوفانی بود که تمام حیات فکری خویش را در قرن بیستم زیست و بی تاثیر از فلسفه هگل نبود.

تلاش نویسنده در این کتاب بر این پایه است که نتواند چشم انداز روشنی از تجدد ارائه دهد. وی معتقد است هگل و هایدگر هر دو تجدد را اندیشیده اند و به رنج ها، ریشه ها، گره ها، معضلات و آینده تجدد بهتر پی برده اند. هگل به تجدد بالفعل و متحقق اندیشیده و بسیاری از نشانه های وضع متجدد را وصف کرده است و هیدگر نیز تفسیری برای آینده تجدد ارائه کرده است. در این تحقیق کوشیده شده در ابتدا نحوه مواجهه هیدگر با فلسفه هگل، تفسیر ها و انتقادهای او از آن فلسفه و آرای ویژه او در این باب، به ترتیب تاریخی، یعنی به ترتیب آثاری که هیدگر به تفسیر متون هگل پرداخته، از آثار هیدگر به دست آید و پس از بیان و گزارش آن ها، بررسی و سنجیده شود. ادعای این تفسیر و تحقیق به قول نویسنده کتاب این است که در این کتاب تلاش شده با استناد به آثار هیدگر و با مطالعه و بررسی آن ها نشان دهد که هیدگر واقعا توانسته است از طریق تفسیر فلسفه هگل در مراحل مختلف سیر فکری اش، به درون مابعدالطبیعه نفوذ کند و خود را از سیطره و به قول گادامر از امپراطوری تفکر هگلی آزاد کند. دعوی این تحقیق آن است که هیدگر توانسته از هگل عبور کند و طریقت فکری مستقل به وجود آورد.

تلاش نویسنده در این کتاب بر این پایه است که نتواند چشم انداز روشنی از تجدد ارائه دهد. وی معتقد است هگل و هایدگر هر دو تجدد را اندیشیده اند و به رنج ها، ریشه ها، گره ها، معضلات و آینده تجدد بهتر پی برده اند

همچنین برای درک عمیق تجدد و مدرنیته و نسبت ما ایرانیان با آن در وضع کنونی، آثار فیلسوفانی که تجدد را اندیشیده اند از منباع مهم است. تفسیر هیدگر از فلسفه هیدگر گامی در فهم بهتر تجدد و مدرنیته است.

تفسیر هیدگر از فلسفه هگل حاوی شش فصل است که عبارتند از: زمان: موضوع اولین گفتگوی هیدگر با هگل، هدیگر و پدیدارشناسی روح هگل، نا اندیشه های پدیدار شناسی روح: گفتگویی دیگرگونه با هگل، مابعدالطبیعه همچون وجود-خدا-شناسی: تفسیر علم منطق هگل، نام یونانیان یاداور آغاز فلسفه و نام هگل یاداور انجام آن و آیا هیدگررا می توان متفکری هگلی به شمارآورد؟

منابع و نمایه های کتاب نیز به پایان کتاب ضمیمه شده است.

«مابعدالطبیعه خداشناسی، گزاره درباره خدا است. زیرا خدا در فلسفه وارد شده و بخشی از فلسفه است و به هر حال فلسفه به خدا پرداخته است. اما از این سخن این پرسش بر می خیزد که چگونه خدا وارد فلسفه شده و بخشی از فلسفه ، نه صرفا فلسفه جدید بلکه فلسفه به ماهو فلسفه گردیده است؟ اما زمانی ورود خدا به فلسفه به نحو کافی روشن می شود که خود فلسفه روشن شود» [2]

 

پی نوشت:

[1]صفحه 105 کتاب

[2]صفحه 245 و 246 کتاب